هوش مصنوعی: این شعر از عرفی شیرازی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند آزادگی، قناعت، گذر زمان و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از بسته شدن دل‌ها به مادیات، افسانه‌های گذشتگان و رنج‌های زندگی سخن می‌گوید و در نهایت به عشق و تسلیم در برابر سرنوشت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۳۶۲ - بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند

بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند
پیاله را به لب شیشه های می بستند ۱

دلی که مایهٔ آزادگیست، بی دردان
به ذوق سلطنت روم و ری بستند ۲

فسانه ها که به بازیچه روزگار سرود
کسان به مسند جمشید و تاج کی بستند ۳

بیا به ملک قناعت که دردسر نکشی
ز قصه ها که به همت فروش طی بستند ۴

دلم به فصل خزان زاد و در بهاران مرد
ببین که کی در هستی گشاد و کی بستند ۵

چو یاسمین خود ای باغ وصل خندان باش
که بلبلان تو دست خزان و دی بستند ۶

کلید توبه خریدم برای قفل بهشت
ولی چه سود که دستم به جام می بستند ۷

بگو ز عرفی مجنون به لیلی ای محرم
که بر اسیر تو راه طواف حی بستند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۱ - آنان که وصف تو تقریر می کنند
گوهر بعدی:غزل ۳۶۳ - مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.