هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که تمام وجودش از معشوق سرچشمه می‌گیرد و بدون او قادر به انجام هیچ کاری نیست. شاعر از دل خود به عنوان موجودی زنده و آگاه یاد می‌کند که با او گفتگو می‌کند و از حیرت و شگفتی‌های عشق الهی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۷۱۸ - ای تو ترش کرده رو، تا که بترسانی‌ام

ای تو تُرُش کرده رو، تا که بِتَرسانی‌اَم
بَسته شِکَرخنده را تا که بِگِریانی‌اَم ۱

تُرش نگردم از آنْک، از تو همه شِکَّرَم
گریه نَصیبِ تَن است، من گُهَرِ جانی‌اَم ۲

در دلِ آتش رَوَم، تازه و خندان شَوَم
هَمچو زَرِ سرخ از آنْک جُمله زَرِ کانی‌اَم ۳

در دلِ آتش اگر غیرِ تو را بِنْگَرم
دار مرا سَنگسار زانچه من ارزانی‌اَم ۴

هیچ نَشینَم به عیش، هیچ نَخیزم به پا
جُز تو که بَرداری‌اَم، جُز تو که بِنْشانی‌اَم ۵

این دلِ من صورتی گشت و به من بِنْگَرید
بوسه‌ هَمی‌داد دلْ بر سَر و پیشانی‌اَم ۶

گفتم ای دل بگو، خیر بُوَد، حال چیست؟
تو نه که نوری همه؟ من نه که ظُلْمانی‌اَم ۷

وَرْ تو مَنی، من تواَم، خیرگی از خود زِ چیست؟
مَست بِخَندید و گفت دل که‌ نمی‌دانی‌اَم ۸

رو، مَطلَب تو مُحال، نیست زبان را مَجال
سورهٔ کَهْفَم که تو خُفته فروخوانی‌اَم ۹

زود بر او دَرفُتاد صورتِ من پیشِ دل
گفت بگو راست ایْ صادقِ رَبّانی‌اَم ۱۰

گفت که این حیرت از مَنظَرِ شَمسِ حَق است
مَفْخَرِ تبریزیان، آن کِه دَرو فانی‌اَم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۱۷ - لولیکان توایم، دربگشا ای صنم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۱۹ - پیش‌ترآ، می لبا تا همه شیدا شویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.