هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از سفر روحانی خود به سوی عشق الهی سخن میگوید. او از رهایی از دنیای مادی و رسیدن به عشق حقیقی و فنا در آن صحبت میکند. شاعر از نیاز به عشق و فداکاری در راه آن میگوید و خود را فدایی عشق الهی میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۲۰ - بار دگر ذرهوار، رقص کنان آمدیم
بارِ دِگَر ذَرّهوار، رَقص کُنان آمدیم
زان سویِ گَردونِ عشقْ چَرخ زنان آمدیم ۱
بر سَرِ میدانِ عشق، چون که یکی گو شدیم
گَهْ به کَران تاختیم، گَهْ به میان آمدیم ۲
عشقْ نیاز آوَرَد، گَر تو چُنانی رَواست
ما چو از آن سوتَریم ما نه چُنان آمدیم ۳
خواجهٔ مَجْلِس تویی، مَجْلِسیان حاضرند
آبِ چو آتش بیار، ما نه بنان آمدیم ۴
شُکر که ناداشت وارْ از سَبَبِ زَخمِ تو
چون که به جان آمدیم، زود به جان آمدیم ۵
شَمسِ حَق این عشقِ تو، تشنهٔ خونِ من است
تیغ و کَفَن در بَغَلْ بَهرِ همان آمدیم ۶
جُز نَمَکَتْ نَشْکَند شورشِ تبریز را
فَخْرِ زمین در غَمَت، شورِ زمان آمدیم ۷
زان سویِ گَردونِ عشقْ چَرخ زنان آمدیم ۱
بر سَرِ میدانِ عشق، چون که یکی گو شدیم
گَهْ به کَران تاختیم، گَهْ به میان آمدیم ۲
عشقْ نیاز آوَرَد، گَر تو چُنانی رَواست
ما چو از آن سوتَریم ما نه چُنان آمدیم ۳
خواجهٔ مَجْلِس تویی، مَجْلِسیان حاضرند
آبِ چو آتش بیار، ما نه بنان آمدیم ۴
شُکر که ناداشت وارْ از سَبَبِ زَخمِ تو
چون که به جان آمدیم، زود به جان آمدیم ۵
شَمسِ حَق این عشقِ تو، تشنهٔ خونِ من است
تیغ و کَفَن در بَغَلْ بَهرِ همان آمدیم ۶
جُز نَمَکَتْ نَشْکَند شورشِ تبریز را
فَخْرِ زمین در غَمَت، شورِ زمان آمدیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱۹ - پیشترآ، می لبا تا همه شیدا شویم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲۱ - خوش سوی ما آدمی، زانچه که ما هم خوشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.