هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و ارتباط عمیق خود با معشوق ازلی سخن می‌گوید. او خود را بخشی از وجود معشوق می‌داند و از حالت وجد و مستی ناشی از این عشق صحبت می‌کند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند وحدت وجود، عشق بی‌پایان و ارتباط روحانی با خداوند اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۷۲۱ - خوش سوی ما آدمی، زانچه که ما هم خوشیم

خوش سویِ ما آدَمی، زانچه که ما هم خوشیم
آب حَیاتِ توایم، گر چه به شَکلْ آتشیم ۱

تو جو کبوتر بَچه، زادهٔ این لانه‌یی
گَر تو نیایی به خود، مات ازین سو کَشیم ۲

حاضرِ ما شو که ما حاضرِ آن شاهِدیم
مَستِ میْ‌اَش می­شویم، باده ازو می‌چَشیم ۳

تیزرَوان هَمچو سَیل، گر چه چو کُهْ ساکِنیم
نَعره‌زنان هَمچو رَعْد، گر چه چُنین خامُشیم ۴

جانِ چو دریا تو راست، بر کَفِ خود نِهْ بیا
گر چه که ما هَمچو چَرخ، بی‌گُنَهی می‌کُشیم ۵

زان سویِ این پنج حِسْ نوبَتِ ما پنج کُن
کان سویِ این شش جِهَت، خُسروِ این هر ششیم ۶

در پِیِ سُرنایِ عشق، تیزدَم و دلْ­نَواز
کَزْ رَگِ جان هَمچو چَنگ، بَهرِ تو در نالِشیم ۷

صِحَّتِ دعویِّ عشق، مَسْنَد و بالِش مَجو
ما نه چو رَنْجورکان، عاشقِ آن بالِشیم ۸

نورِ فَلَک شَمسِ دین، مَفْخَرِ تبریز، ما
از رُخِ آن آفتاب، چَرخْ درون، مَهْ وَشیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۲۰ - بار دگر ذره‌وار، رقص کنان آمدیم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۲۲ - بدار دست ز ریشم که باده‌یی خوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.