هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسی‌زبان، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، ناامیدی، و جستجوی معنوی می‌پردازد. شاعر از احساس شرم، ناتوانی، و سوختن در آتش عشق سخن می‌گوید و به ناپایداری دنیا و تلاش‌های بی‌ثمر انسان اشاره می‌کند. در نهایت، او به پناه بردن به عجز و تغافل به عنوان راهی برای فرار از قضاوت دیگران اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین پیچیده‌ای مانند رنج و ناامیدی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم کامل این اشعار دچار مشکل شوند.

غزل ۱۳۹۳ - گر خاک ‌نشینان علم افراخته باشند

گر خاک ‌نشینان علم افراخته باشند
چون آبلهٔ پا سپر انداخته باشند ۱

از خجلت پرداز گلت مانی و بهزاد
پیداست‌که روها چقدر ساخته باشند ۲

پیش عرق شرم تو نتوان مژه برداشت
دستی چو غریق از ته آب آخته باشند ۳

چون کاغذ آتش زده کو طاقت دیدار
گو خلق هزار آینه پرداخته باشند ۴

صبح و شفقی چند که ‌گل می‌کند اینجا
رنگ همه رفته‌ست‌ کجا باخته باشند ۵

مقصد طلبان جوش غبارند در این دشت
بگذار دمی چند که می‌تاخته باشند ۶

حرص و هوس آوارهٔ وهمند چه تدبیر
ای ‌کاش به این ‌گوشهٔ دل ساخته باشند ۷

یارب نرمد ناله ز خاکستر عشاق
در خاک هم این سوختگان فاخته باشند ۸

عمریست نفس می‌کشم و می‌روم از خویش
این بار دل از دوش که انداخته باشند ۹

هر اشک سراغی ز دل خون شده‌ای داشت
آن چیست در این بوته ‌که نگداخته باشند ۱۰

بیدل به تغافلکدهٔ عجز نهان باش
تا خلق تو را آن همه نشناخته باشند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۹۲ - تن‌پرستان‌که به این آب و نمک عیاشند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹۴ - حکم عشق است‌ که‌ تشریف تمنا بخشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.