هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند عرفان، فلسفه زندگی، قناعت، آزادی، و نقد دنیای مادی میپردازد. شاعر از رنجهای انسان، اسارت در تعلقات دنیوی، و جستوجوی معنا در زندگی سخن میگوید و با نگاهی انتقادی به حرص و آز انسانها اشاره میکند.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک بالایی از زندگی و تجربههای انسانی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۹۷ - از چه دعوی شمعها گردن به بالا میکشند
از چه دعوی شمعها گردن به بالا میکشند
بر هوا حیف است چشمی کز ته پا میکشند ۱
شبهه نتوانکرد رفع ازکارگاه عمر و وزید
روزگاری شد که از ما نام ما وامیکشند ۲
معنی ما بیعبارت لفظ ما بیامتیاز
بوی گل نقشی ز ما پنهان و پیدا میکشند ۳
میپرستان از خمار آگاه باید زیستن
انتقام عشرت امروز ، فردا میکشند ۴
رحم بر قارونسرشتان کن که از افسون حرص
این خران زیر زمین هم بار دنیا میکشند ۵
چون تعلقرفت دیگر ذوق آزادی کجاست
خار پا با شوخی رفتار یکجا میکشند ۶
قانعان ساحل بیدستپاییهای عجز
دام ماهی گر کشند از آب دربا میکشند ۷
بس که وقف مشرب اهل قناعت سرخوشیست
گر همه خمیازهٔ باشد جام صهبا میکشند ۸
خواهد آخر بینفسگشتن به عریانیکشید
مدتی شد رشته از پیراهن ما میکشند ۹
گوش مستان آشنای حرف و صوت غیر نیست
کوه گر نالد همان قلقل ز مینا میکشند ۱۰
تشنهٔ وصلم به آن حسرت که نقاشان صنع
گر کشند از پرده تصویرم زبانها می کشند ۱۱
ما عبث بیدل به قید بام و در افسردهایم
خانمانها نیز رخت خود به صحرا میکشند ۱۲
بر هوا حیف است چشمی کز ته پا میکشند ۱
شبهه نتوانکرد رفع ازکارگاه عمر و وزید
روزگاری شد که از ما نام ما وامیکشند ۲
معنی ما بیعبارت لفظ ما بیامتیاز
بوی گل نقشی ز ما پنهان و پیدا میکشند ۳
میپرستان از خمار آگاه باید زیستن
انتقام عشرت امروز ، فردا میکشند ۴
رحم بر قارونسرشتان کن که از افسون حرص
این خران زیر زمین هم بار دنیا میکشند ۵
چون تعلقرفت دیگر ذوق آزادی کجاست
خار پا با شوخی رفتار یکجا میکشند ۶
قانعان ساحل بیدستپاییهای عجز
دام ماهی گر کشند از آب دربا میکشند ۷
بس که وقف مشرب اهل قناعت سرخوشیست
گر همه خمیازهٔ باشد جام صهبا میکشند ۸
خواهد آخر بینفسگشتن به عریانیکشید
مدتی شد رشته از پیراهن ما میکشند ۹
گوش مستان آشنای حرف و صوت غیر نیست
کوه گر نالد همان قلقل ز مینا میکشند ۱۰
تشنهٔ وصلم به آن حسرت که نقاشان صنع
گر کشند از پرده تصویرم زبانها می کشند ۱۱
ما عبث بیدل به قید بام و در افسردهایم
خانمانها نیز رخت خود به صحرا میکشند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۹۶ - زان زر و سیم که این مردم باذل بخشند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹۸ - جماعتیکه نظرباز آن بر و دوشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.