هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عشق، درد، رنج و جستجوی معنا سخن می‌گوید. شاعر از عشق لیلی و مجنون، طبیعت، و مفاهیم عمیق فلسفی مانند گذرایی دنیا و ارزش حقیقت استفاده می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند نور در ظلمت و وابستگی به معشوق حقیقی (مولا) دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌ها نیاز به تجربه و شناخت ادبی بیشتری دارند.

غزل ۱۴۰۸ - شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند

شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند
خاک مجنون را غبار خاطر صحرا کند ۱

می دهد طومار صد مجنون به باد پیچ و تاب
گردبادی گر ز آهم جلوه در صحرا کند ۲

در گلستانی که رنگ جلوه ریزد قامتت
تا قیامت سرو ممکن نیست سر بالا کند ۳

می‌تواند از دل ما هم طرب ایجاد کرد
از گداز سنگ سوداگر کسی مینا کند ۴

آسمان دارد ز من سرمایهٔ تعمیر درد
بشکند رنگم به هرجا ناله‌ای برپا کند ۵

خاکم از آسودگی شیرازهٔ صد کلفت است
کو پریشانی که باز این نسخه را اجرا کند ۶

آن سوی ظلمت بغیر از نور نتوان یافتن
روی در مولاست هرکس پشت بر دنیا کند ۷

عاقبت نقشی بر آب است اعتبارات جهان
نام جای خود چه لازم در نگینها واکند ۸

برده‌ام پیش از دو عالم دعوی واماندگی
آسمان مشکل که امروز مرا فردا کند ۹

گفتگو از معنی تحقیق دارد غافلت
اندکی خاموش شو تا دل زبان پیرا کند ۱۰

کام عیشی تر نشد از خشک‌مغزیهای دهر
شیشه بگدازد مگر تا می به جام ما کند ۱۱

بپدل اسباب جهان را حسرتت مشاطه است
زشتی هر چیز را نایافتن زیبا کند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۷ - دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۹ - کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.