هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند ناپایداری زندگی، تأثیر همراهان ناجنس، صبر و تحمل در برابر سختی‌ها، و ارزش گوهر وجودی انسان اشاره دارد. همچنین، از عناصری مانند شمع، پروانه، و گل برای بیان مفاهیم عمیق استفاده شده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'رگ ز دست خون فاسد' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۱۴۸۳ - هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود

هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
گر همه چون صبح بر چرخش بود ابتر بود ۱

عشرت هر کس به قدر دستگاه وضع اوست
گلخنی را دود ریحانست و گل اخگر بود ۲

هرکه هست از همدم ناجنس ایذا می‌کشد
رگ ز دست خون فاسد در دم نشتر بود ۳

با ادب سر کن به خوبان ورنه در بی‌طاقتی
بال پروانه گلوی شمع را خنجر بود ۴

تا توانی از غبار بیکسی سر برمتاب
گوهر از گرد یتیمی صاحب افسر بود ۵

مایهٔ نومیدیی در کار دارد سعی آه
بی‌شکستن نیست ممکن تیر ما را پر بود ۶

همچو مجنون هر که را از داغ سودا افسری‌ست
گردبادش خیمه و ریگ روان لشکر بود ۷

ای جنون برخیز تا مینای گردون بشکنیم
طالع برگشته تا کی گردش ساغر بود ۸

بی‌فنا مژگان راحت گرم نتوان یافتن
شمع را خواب فراغت در ره صرصر بود ۹

تا سراغی واکشم از وحشت موهوم خلق
آتش این کاروانها کاش خاکستر بود ۱۰

انحراف طور خلق از علت بی‌جادگیست
کج نیاید سطر ما بیدل اگر مسطر بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۲ - عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۴ - همچو آتش‌ هرکه را دود طلب در سر بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.