هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی مانند عشق، رضا، فقر معنوی، عرفان، و جستجوی معنی در زندگی می‌پردازد. شاعر از اشک، باده، گل، و آیینه به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق و حقیقت درونی استفاده می‌کند. همچنین، به موضوعاتی مانند نومیدی، شوق، و تفاوت بین هستی و عدم اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و نمادها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی دارند تا به طور کامل درک شوند.

غزل ۱۴۸۲ - عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود

عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بود
شوق سرشارست تا این باده در ساغر بود ۱

نکهت گل‌، دام اگر دارد همان برگ گل است
رهزن پرواز مشتاق تو بال و پر بود ۲

با غبار فقر سازد هر کجا روشن دلی است
چهرهٔ آیینه‌ها را غازه خاکستر بود ۳

آنقدر رفعت ندارد پایهٔ ارباب قال
واعظان را اوج عزت تا سر منبر بود ۴

روشناس هستی ازآیینهٔ اشکیم و بس
نیستی جوشد ز شبنم‌ گر نه چشم‌ تر بود ۵

ره ندارد سرکشی در طینت صاحبدلان
می‌زند موج رضا آبی‌ که در گوهر بود ۶

این زمین و آسمان هنگامهٔ شور است و بس
گر بود آسودگی‌، در عالم دیگر بود ۷

عاشقان پر بی‌کس‌اند، از درد نومیدی مپرس
حلقه را از شوخ‌چشمی‌، جا برون در بود ۸

هستی ما را تفاوت از عدم جستن خطاست
سایه آخر تا چه مقدار از زمین برتر بود ۹

خدمت دل‌ها کن اینجا کفر و دین منظور نیست
آینه ازهرکه باشد مفت روشنگر بود ۱۰

هر که را بیدل به گنج نشئهٔ معنی رهی‌ست
هر رگ تاکی به چشمش رشتهٔ‌گوهر بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۱ - آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۳ - هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.