هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، بیانگر درد فراق، ناامیدی از وصال معشوق و تأملات عمیق شاعر درباره عشق، هستی و رنج‌های روحی است. تصاویر شعری مانند آینه، شمع، فانوس و طاووس، نمادین هستند و بر مفاهیمی مانند عشق ناکام، حسرت و جستجوی معنا تأکید دارند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، استفاده از استعاره‌های پیچیده و لحن غنایی سنگین، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. این متن更适合 افرادی که دارای تجربیات عاطفی و شناخت ادبی بیشتری هستند.

غزل ۱۵۰۱ - تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود

تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
جوهر ناله درین آینه محسوس نبود ۱

شب که شوق تو خسک در جگر محفل ریخت
شعلهٔ شمع به بیتابی فانوس نبود ۲

بسکه نرنگ دو عالم به خرامت فرش است
نقش پا هم به رهت جز پر طاووس نبود ۳

یاد آن عیش‌ که در انجمن ذوق وصال
داشت پیغام جضوری ‌که به صد بوس نبود ۴

سعی پرواز من آخر عرقی ریخت به خاک
اشک هم اینقدرش‌ کوشش معکوس نبود ۵

تا بر آییم ز خجلتکدهٔ دام امید
بال برهم زدنی جز کف افسوس نبود ۶

سیر آیینهٔ دل ضبط نفس می‌خواهد
ورنه آزادی ما اینهمه محبوس نبود ۷

نوبهاری ‌که تصور به خیالش خون است
ما به آن رنگ ندیدیم‌که محسوس نبود ۸

جلوه در محفل ما جمله نقاب‌آرایی‌ست
شمع آن بزم نیفروخت‌که فانوس نبود ۹

در تظلمکده دیر محبت بیدل
ناله فریاد دلی داشت‌که ناقوس نبود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۰ - تا نفس ما ومن غبارنبود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۲ - شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.