هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، ضعفهای انسانی، مرگ، فنا، و ناپایداری جهان میپردازد. شاعر از عناصری مانند شمع، آیینه، موج، و گلستان برای بیان مفاهیم فلسفی و عرفانی استفاده میکند.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی سنگین، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۵۶۵ - هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود
هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود
از زمین تا آسمان آیینه خرمن میشود ۱
ما ضعیفان لغزشی داریم اگررفتار نیست
سایه را از پا فتادن پای رفتن میشود ۲
موج گوهر با همه شوخی ندارد اضطراب
سعی چون بیمقصد افتد آرمیدن میشود ۳
بسکه غفلت درکمین انقلاب آگهیست
تاکسی چشمیکند بیدار خفتن میشود ۴
گر چنین افسردن دل عقدهها آرد به بار
دانهٔ ما ریشه گل ناکرده خرمن میشود ۵
فتنهای دارد جهان ما و من کز آفتش
زندگانی عاقبت مشتاق مردن میشود ۶
طبع ظالم از ریاضت عیبپوش عالم است
آهن قاتل چو لاغرگشت سوزن میشود ۷
از فروغ جوهر بیاعتباریها مپرس
شمع ما در خانهٔ خورشید روشن میشود ۸
آفت برق فنا را چاره نتوان یافتن
اینگلستان هرچه دارد وقف گلخن میشود ۹
صنعت خونریزی تیغش تماشاکردنیست
بسمل ما میفشاند بال وگلشن میشود ۱۰
فصل مختار است اما عجز پر بیدست و پاست
من نخواهم او شدن هرچند او من میشود ۱۱
پیری و اشک ندامت همچو صبح و شبنم است
بیدل آخر حاصل از هر شیر، روغن میشود ۱۲
از زمین تا آسمان آیینه خرمن میشود ۱
ما ضعیفان لغزشی داریم اگررفتار نیست
سایه را از پا فتادن پای رفتن میشود ۲
موج گوهر با همه شوخی ندارد اضطراب
سعی چون بیمقصد افتد آرمیدن میشود ۳
بسکه غفلت درکمین انقلاب آگهیست
تاکسی چشمیکند بیدار خفتن میشود ۴
گر چنین افسردن دل عقدهها آرد به بار
دانهٔ ما ریشه گل ناکرده خرمن میشود ۵
فتنهای دارد جهان ما و من کز آفتش
زندگانی عاقبت مشتاق مردن میشود ۶
طبع ظالم از ریاضت عیبپوش عالم است
آهن قاتل چو لاغرگشت سوزن میشود ۷
از فروغ جوهر بیاعتباریها مپرس
شمع ما در خانهٔ خورشید روشن میشود ۸
آفت برق فنا را چاره نتوان یافتن
اینگلستان هرچه دارد وقف گلخن میشود ۹
صنعت خونریزی تیغش تماشاکردنیست
بسمل ما میفشاند بال وگلشن میشود ۱۰
فصل مختار است اما عجز پر بیدست و پاست
من نخواهم او شدن هرچند او من میشود ۱۱
پیری و اشک ندامت همچو صبح و شبنم است
بیدل آخر حاصل از هر شیر، روغن میشود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۶۴ - طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶۶ - باد صحرای جنون هرگه گلافشان میشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.