هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به بیان حالات روحی و عاطفی شاعر می‌پردازد. مفاهیمی همچون پیری، اندوه، بی‌ثباتی، سرگشتگی، و جستجوی معنوی در آن مشهود است. شاعر از عناصری مانند اشک، خورشید، گل، و جاده برای انتقال احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۵۶۸ - اشکم از پیری به چشم تر پریشان می‌شود

اشکم از پیری به چشم تر پریشان می‌شود
صبحدم جمعیت اختر پریشان می‌شود ۱

می‌دهد سرسبزی این مزرع از ماتم نشان
دانه را از ریشه موی سر پریشان می‌شود ۲

یک تپیدن پرده بردارد اگر شور جنون
بوی گل از ناله عریانتر پریشان می‌شود ۳

رنگ را بر روی آتش نیست امکان ثبات
همچو خورشید از کف ما زر پریشان می‌شود ۴

جادهٔ سرمنزل جمعیت ما راستی‌ست
چون برون‌ افتد خط از مسطر پریشان می‌شود ۵

مقصدت وهم ‌است دل از جستجوها جمع ‌کن
رهرو اینجا در پی رهبر پریشان می‌شود ۶

گر لب اظهار نگشایی نفس آواره نیست
موج می از وسعت ساغر پریشان می‌شود ۷

چون نفس بی‌ضبط‌ گردد اشک باید ریختن
رشته هر گه بگسلد گوهر پریشان می‌شود ۸

از تپیدن گرد نومیدی به گردون برده‌ایم
ناله می‌گردد خموشی ‌گر پریشان می‌شود ۹

راز دل چندان‌ که دزدیدم نفس بی‌پرده شد
بیدل از شیرازه این دفتر پریشان می شود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۶۷ - تا دم تیغت به عرض جلوه عریان می‌شود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶۹ - طرهٔ او در خیالم ‌گر پریشان می‌شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.