هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج درونی شاعر است که از شکستن دل و ناتوانی در رهایی از غم سخن می‌گوید. شاعر از بی‌اثری آه‌ها و ناله‌هایش می‌نالد و اشاره می‌کند که بدون تلاش و زحمت، نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. همچنین، او به ضعف و ناتوانی خود اشاره کرده و می‌گوید که حتی اشک‌هایش نیز محو شده‌اند. در نهایت، شاعر از بی‌کسی و ناامیدی خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، مضامین غم‌انگیز و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۵۹۴ - نفس هم از دل من بی‌شکستن برنمی‌آید

نفس هم از دل من بی‌شکستن برنمی‌آید
از این مینا شرابی غیر شیون برنمی‌آید ۱

گداز خود شد آخر عقده‌فرسای دل تنگم
گشاد کار گوهر غیر سودن برنمی‌آید ۲

چو فقرت ساز شد برگ تجملها به سامان‌ کن
که تخم از خاکساری غیر خرمن برنمی‌آید ۳

تمتع آرزو داری ز چرخ از راستی بگذر
که بی‌انگشت کج از کوزه روغن برنمی‌آید ۴

شکنج خانمان آنگه دماغ عرض آزادی
صدا از جام و مینا بی‌شکستن برنمی‌آید ۵

کمند ناله از دل برنمی‌دارد گرانی را
به سنگ‌کوه زور هر فلاخن برنمی‌آید ۶

ضعیفی اشک ما را محو در نظاره‌ کرد آخر
به آسانی‌گره از چشم سوزن برنمی‌آید ۷

زمانی‌غنچه‌ شو از گلشن‌ و صحرا چه می‌خواهی
به سامان‌گریبان هیچ دامن برنمی‌آید ۸

چو آه بی‌اثر واسوختم از ننگ بیکاری
مگر از خود برآیم دیگر از من برنمی‌آید ۹

نفهمیده‌ست راه لب نوای شکوه‌ام بیدل
که این دود از ضعیفی تا به روزن برنمی‌آید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۹۳ - نفس تا پرفشان است از تو و من برنمی‌آید
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹۵ - حریفیها‌ی عشق ازهرکس وناکس نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.