هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی به موضوعاتی مانند عشق، رنج، ریاضت، و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از زبان نمادین و استعاری برای بیان احساسات عمیق و مفاهیم انتزاعی استفاده میکند. مضامینی مانند ناتوانی در بیان احساسات، ضرورت گذر از ظواهر برای رسیدن به حقیقت، و نیاز به تحمل رنج برای رشد روحی در این شعر به چشم میخورند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان نمادین و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به طور کامل درک شود.
غزل ۱۵۹۳ - نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید
نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید
کسی زین خجلت در آتشافکن برنمیآید ۱
زبانم را حیا چون موجگوهر لالکرد آخر
ز زنجیریکه درآب است شیون برنمیآید ۲
حضور دل طمع داری ز تعمیر جسد بگذر
کهگوهر از صدفها بیشکستن برنمیآید ۳
گدازی از نفسگیر انتخاب نسخهٔ هستی
که جز شبنم ز شیر صبح روغن برنمیآید ۴
غرور خودسریها ابجد نشو و نما باشد
ز تخم اول به جز رگهایگردن برنمیآید ۵
ریاضت تاکجا بار درشتی بندد از طبعت
به صیقل آینه ازننگ آهن برنمیآید ۶
به رفع تهمت غفلت گداز درد سامان کن
که دل تا خوننگردد از فسردن برنمیآید ۷
هواپروردهٔ شوق بهارستان دیدارم
بهگلخن هم نگاه من زگلشن برنمیآید ۸
به عریانی چو گردن بایدم ناچار سرکردن
به این رازیکه من دارم نهفتن برنمیآید ۹
بساط مهر باید سایه را از دور بوسیدن
به برق جلوهٔ او هستی من برنمیآید ۱۰
ادب فرسودهتر از اشک مژگانپرورم بیدل
من و پایی که تا کویش ز دامن برنمیآید ۱۱
کسی زین خجلت در آتشافکن برنمیآید ۱
زبانم را حیا چون موجگوهر لالکرد آخر
ز زنجیریکه درآب است شیون برنمیآید ۲
حضور دل طمع داری ز تعمیر جسد بگذر
کهگوهر از صدفها بیشکستن برنمیآید ۳
گدازی از نفسگیر انتخاب نسخهٔ هستی
که جز شبنم ز شیر صبح روغن برنمیآید ۴
غرور خودسریها ابجد نشو و نما باشد
ز تخم اول به جز رگهایگردن برنمیآید ۵
ریاضت تاکجا بار درشتی بندد از طبعت
به صیقل آینه ازننگ آهن برنمیآید ۶
به رفع تهمت غفلت گداز درد سامان کن
که دل تا خوننگردد از فسردن برنمیآید ۷
هواپروردهٔ شوق بهارستان دیدارم
بهگلخن هم نگاه من زگلشن برنمیآید ۸
به عریانی چو گردن بایدم ناچار سرکردن
به این رازیکه من دارم نهفتن برنمیآید ۹
بساط مهر باید سایه را از دور بوسیدن
به برق جلوهٔ او هستی من برنمیآید ۱۰
ادب فرسودهتر از اشک مژگانپرورم بیدل
من و پایی که تا کویش ز دامن برنمیآید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۶۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹۲ - خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹۴ - نفس هم از دل من بیشکستن برنمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.