هوش مصنوعی:
این شعر به زیباییهای غمانگیز و دردناک زندگی میپردازد و از تصاویر شاعرانهای مانند تیغ، خون و غم استفاده میکند. شاعر از رنجها و سختیهای زندگی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند شهادت، تسلیم و عشق اشاره میکند. در نهایت، شعر به نوعی پذیرش و تسلیم در برابر سرنوشت میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده و تصاویر غمانگیز مانند خون و تیغ، این شعر را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب میکند. درک این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین پایینتر وجود ندارد.
غزل ۱۷۹۴ - به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغش
به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغش
که از حیرت محرف میخورد صورتگر تیغش ۱
به جوی برگ گل آب از روانی دست میشوید
به سعی خون ما نتوان گذشت از معبر تیغش ۲
در این محفل بساط راحتی دیگر نمیباشد
مگر در رنگ خون غلتم دمی بر بستر تیغش ۳
چو موج از عجزگردن میکشد کر و فر امکان
نمایان است توفان شکست از لشکر تیغش ۴
کدورت بر نیارد طینت خورشید سیمایان
بیاض صبح دارد آینه روشنگر تیغش ۵
گرانجانیست زبر سایهٔ برق بلا بودن
ز فرق کوه دشوارست خیزد لنگر تیغش ۶
چوگل در پیکر افسردهام خونی نمیباشد
به پرواز آیدم رنگی مگر از شهپر تیغش ۷
کند گرد از کدامین کوچه خون بسملم یارب
سراغ نقش پایی بردهام تا جوهر تیغش ۸
بهار فیض دررنگ شهادت خفته است اینجا
تبسم بر سحر دارد جراحت پرور تیغش ۹
خط تسلیم سرمشقکمال دیگر است اینجا
به جوهر ناز دارد گردن فرمانبر تیغش ۱۰
به خون بیدلانگویند ابرویش سری دارد
سر سودایی من هم به قربان سرتیغش ۱۱
که از حیرت محرف میخورد صورتگر تیغش ۱
به جوی برگ گل آب از روانی دست میشوید
به سعی خون ما نتوان گذشت از معبر تیغش ۲
در این محفل بساط راحتی دیگر نمیباشد
مگر در رنگ خون غلتم دمی بر بستر تیغش ۳
چو موج از عجزگردن میکشد کر و فر امکان
نمایان است توفان شکست از لشکر تیغش ۴
کدورت بر نیارد طینت خورشید سیمایان
بیاض صبح دارد آینه روشنگر تیغش ۵
گرانجانیست زبر سایهٔ برق بلا بودن
ز فرق کوه دشوارست خیزد لنگر تیغش ۶
چوگل در پیکر افسردهام خونی نمیباشد
به پرواز آیدم رنگی مگر از شهپر تیغش ۷
کند گرد از کدامین کوچه خون بسملم یارب
سراغ نقش پایی بردهام تا جوهر تیغش ۸
بهار فیض دررنگ شهادت خفته است اینجا
تبسم بر سحر دارد جراحت پرور تیغش ۹
خط تسلیم سرمشقکمال دیگر است اینجا
به جوهر ناز دارد گردن فرمانبر تیغش ۱۰
به خون بیدلانگویند ابرویش سری دارد
سر سودایی من هم به قربان سرتیغش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹۳ - آن را که ز خود برد تمنای سراغش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹۵ - به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.