هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، ناامیدی، حیرت، و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند اشک، آه، خورشید، و چراغ بهعنوان نمادهای عمیق استفاده کرده است تا احساسات و تفکرات خود را بیان کند. در این شعر، تأکید زیادی بر رنجهای روحی، ناتوانی در یافتن آرامش، و بیاعتمادی به ظواهر دنیوی شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۷۹۳ - آن را که ز خود برد تمنای سراغش
آن را که ز خود برد تمنای سراغش
چون اشک پر از رفتن خود کرد ایاغش ۱
هر چرب زبانی که به شوخی علم افراشت
کردند چو شمع از نفس سوخته داغش ۲
رحم است بر آن خسته که چون آه ندامت
در گوشهٔ دل نیز ندادند فراغش ۳
فریاد که در گلشن امکان نتوان یافت
صبحی که به شبها نکشد بانگ کلاغش ۴
پیدایی حق ننگ دلایل نپسندد
خورشید نه جنسی است که جویی به چراغش ۵
این نشئه ز کیفیت جولان که گل کرد
تا ذره در این دشت به چرخ است دماغش ۶
حیرت چمن مستی و مخموری وهمیم
تمثال در آیینه شکستهست ایاغش ۷
در مملکت سایه ز خورشید نشان نیست
ای بیخبر از ما نتوان یافت سراغش ۸
خاکسترت از دود نفس بال فشان است
آتش قفس فاخته دارد پر زاغش ۹
از شیون رنگین وفا هیچ مپرسید
دل آن همه خون گشت که بردند به باغش ۱۰
بیدل من و بزمی که ز یکتایی الفت
خاکستر پروانه بود باد چراغش ۱۱
چون اشک پر از رفتن خود کرد ایاغش ۱
هر چرب زبانی که به شوخی علم افراشت
کردند چو شمع از نفس سوخته داغش ۲
رحم است بر آن خسته که چون آه ندامت
در گوشهٔ دل نیز ندادند فراغش ۳
فریاد که در گلشن امکان نتوان یافت
صبحی که به شبها نکشد بانگ کلاغش ۴
پیدایی حق ننگ دلایل نپسندد
خورشید نه جنسی است که جویی به چراغش ۵
این نشئه ز کیفیت جولان که گل کرد
تا ذره در این دشت به چرخ است دماغش ۶
حیرت چمن مستی و مخموری وهمیم
تمثال در آیینه شکستهست ایاغش ۷
در مملکت سایه ز خورشید نشان نیست
ای بیخبر از ما نتوان یافت سراغش ۸
خاکسترت از دود نفس بال فشان است
آتش قفس فاخته دارد پر زاغش ۹
از شیون رنگین وفا هیچ مپرسید
دل آن همه خون گشت که بردند به باغش ۱۰
بیدل من و بزمی که ز یکتایی الفت
خاکستر پروانه بود باد چراغش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹۲ - دل بیمدعا رنگی ندارد تا کنم فاشش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹۴ - به رنگیکجکلاه افتاده خم در پیکر تیغش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.