هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، فروتنی، عبرتگیری از جهان، و پذیرش سرنوشت میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند خاک، اشک، شمع و آینه، به بیان حالات درونی و تأملات وجودی خود میپردازد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۸۱۰ - کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
کلاه نیست تعین که ما ز سر فکنیمش
مگر به خاک نشینیم کز نظر فکنیمش ۱
غبار ما و منی کز نفس فتاد به گردن
ز خانه نیست برون گر برون در فکنیمش ۲
مآل کار ندیدیم ورنه دیدهٔ عبرت
جهانش آینه دارد به خاک اگر فکنیمش ۳
سری که یک خم مژگان به خاک تیره نماند
چو اشک شمع چه لازم که با سحر فکنیمش ۴
هزار حسرت گفتار میتپد به خموشی
نفس به ناله دهیم آنقدر که بر فکنیمش ۵
چو شمع سر به هوا تا کجا دماغ فضولی
بلندیی که به پستی کشد ز سر فکنیمش ۶
به غیر خجلت احباب عرض شکوه چه دارد
گلاب نیست که بر روی یکدگر فکنیمش ۷
چه ممکن است نچیند تری جبین مروت
ز سر فکندن شاخی که از تبر فکنیمش ۸
ز ضبط ناله به دل رحم کردهایم وگرنه
جهان کجاست که آتش به خشک و تر فکنیمش ۹
غنیمت است دو روزی حضور پیکر خاکی
جز این لباس چه پوشیم اگر ز بر فکنیمش ۱۰
سری به سجدهٔ پیری رساندهایم که شاید
ز نقش پا قدمی چند پیشتر فکنیمش ۱۱
حریف دعوی دیگر کجاست جرأت بیدل
به پای فیل فتد گر به پشه در فکنیمش ۱۲
مگر به خاک نشینیم کز نظر فکنیمش ۱
غبار ما و منی کز نفس فتاد به گردن
ز خانه نیست برون گر برون در فکنیمش ۲
مآل کار ندیدیم ورنه دیدهٔ عبرت
جهانش آینه دارد به خاک اگر فکنیمش ۳
سری که یک خم مژگان به خاک تیره نماند
چو اشک شمع چه لازم که با سحر فکنیمش ۴
هزار حسرت گفتار میتپد به خموشی
نفس به ناله دهیم آنقدر که بر فکنیمش ۵
چو شمع سر به هوا تا کجا دماغ فضولی
بلندیی که به پستی کشد ز سر فکنیمش ۶
به غیر خجلت احباب عرض شکوه چه دارد
گلاب نیست که بر روی یکدگر فکنیمش ۷
چه ممکن است نچیند تری جبین مروت
ز سر فکندن شاخی که از تبر فکنیمش ۸
ز ضبط ناله به دل رحم کردهایم وگرنه
جهان کجاست که آتش به خشک و تر فکنیمش ۹
غنیمت است دو روزی حضور پیکر خاکی
جز این لباس چه پوشیم اگر ز بر فکنیمش ۱۰
سری به سجدهٔ پیری رساندهایم که شاید
ز نقش پا قدمی چند پیشتر فکنیمش ۱۱
حریف دعوی دیگر کجاست جرأت بیدل
به پای فیل فتد گر به پشه در فکنیمش ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰۹ - عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱۱ - بینشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.