هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند ناامیدی، عشق، رنجهای انسانی، و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شاعر از زبان استعاری و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق استفاده میکند، مانند گریه قطرهای محروم از عشق یا بلبل و عنقایی که از بیپناهی رنج میبرند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند قیامت، شکست، و امید وجود دارد که نشاندهنده نگاهی فلسفی و عرفانی به زندگی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعارههای پیچیده، و لحن غمگینانه شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا سنگین باشد. درک کامل این متن نیاز به تجربهی زندگی و شناخت ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۸۲۷ - زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش
زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایش
قیامت دارد امروزی که در یادست فردایش ۱
محیطعشقبرمحرومیآنقطرهمیگرید
که دهر از تنگ چشمی در صدف وامیکند جایش ۲
درین گلشن نه تنها بلبلست از خانه بر دوشان
که عنقا هم غم بیآشیانیکرد عنقایش ۳
اگرکام امیدی بر نگرداند می هستی
توان پیمانه پرکرد از شکست رنگ مینایش ۴
حضور آفتاب از سایهگرد عجز میچیند
زپستی تا برون آیی نگاهیکن به بالایش ۵
فزودنها نقاب وحشت است اجزای امکان را
نیابی جز شرر سنگیکه بشکافی معمایش ۶
برون از عرض نقصانم کمالش عالمی دارد
نمودم قطرهواری موج سر دادم به دریایش ۷
زیارتگاه احوال شهید کیست این گلشن
که در خون میتپد نظاره از رنگ تماشایش ۸
به زندان داشت عمری جرأت جولان غبارم را
به دامن پاکشیدن داد آخر سر به صحرایش ۹
ترحمکن برآن بیدلکه از افسون نومیدی
به مطلب میفشاند دست و برخود میرسد پایش ۱۰
قیامت دارد امروزی که در یادست فردایش ۱
محیطعشقبرمحرومیآنقطرهمیگرید
که دهر از تنگ چشمی در صدف وامیکند جایش ۲
درین گلشن نه تنها بلبلست از خانه بر دوشان
که عنقا هم غم بیآشیانیکرد عنقایش ۳
اگرکام امیدی بر نگرداند می هستی
توان پیمانه پرکرد از شکست رنگ مینایش ۴
حضور آفتاب از سایهگرد عجز میچیند
زپستی تا برون آیی نگاهیکن به بالایش ۵
فزودنها نقاب وحشت است اجزای امکان را
نیابی جز شرر سنگیکه بشکافی معمایش ۶
برون از عرض نقصانم کمالش عالمی دارد
نمودم قطرهواری موج سر دادم به دریایش ۷
زیارتگاه احوال شهید کیست این گلشن
که در خون میتپد نظاره از رنگ تماشایش ۸
به زندان داشت عمری جرأت جولان غبارم را
به دامن پاکشیدن داد آخر سر به صحرایش ۹
ترحمکن برآن بیدلکه از افسون نومیدی
به مطلب میفشاند دست و برخود میرسد پایش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۲۶ - رنگ گل تعبیر دمید از کف پایش
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲۸ - سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.