هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، خودشناسی، حقیقت و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از رنجهای عشق و دوری از معشوق سخن میگوید، به ناپایداری دنیا و خیالبودن آن اشاره میکند، و از اسارت انسان در دام نیازها و نازهای خود و دیگران انتقاد میکند. در نهایت، شاعر به دنبال رسیدن به حقیقت و رهایی از مجاز است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۱۸۳۷ - آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویش
آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویش
یارب نصیب کس نشود امتیاز خویش ۱
لیلی کجاست تا غم مجنون خورد کسی
از خویش رفتهایم به توفان ناز خویش ۲
بوی خیال غیر ندارد دماغ عشق
عالم گلیست از چمن بینیاز خویش ۳
این یک نفس که آمد و رفت خیال ماست
بر عرش و فرش خندد و شیب و فراز خویش ۴
در عالمی که انجمن کوری و کری است
هر نغمه پرده بست بر آهنگ ساز خویش ۵
هر کس اسیر سلسلهٔ ناز دیگر است
ما و خط تو، زاهد و ریش دراز خویش ۶
این بیستون قلمرو برق جمال کیست
هر سنگ دارد آتش شوق گداز خویش ۷
بر آرزوی خلق در خلد واگذار
ما را نیاز کن به غم دلنواز خویش ۸
بیپردگی نقاب بهار تعینیم
گل باغ رنگ دارد از اخفای راز خویش ۹
از دور باش عالم نامحرمی مپرس
خلقی زدهست حلقه به درهای باز خویش ۱۰
بیدل به بارگاه حقیقت چه نسبت است
ما را که نیست راه به فهم مجاز خویش ۱۱
یارب نصیب کس نشود امتیاز خویش ۱
لیلی کجاست تا غم مجنون خورد کسی
از خویش رفتهایم به توفان ناز خویش ۲
بوی خیال غیر ندارد دماغ عشق
عالم گلیست از چمن بینیاز خویش ۳
این یک نفس که آمد و رفت خیال ماست
بر عرش و فرش خندد و شیب و فراز خویش ۴
در عالمی که انجمن کوری و کری است
هر نغمه پرده بست بر آهنگ ساز خویش ۵
هر کس اسیر سلسلهٔ ناز دیگر است
ما و خط تو، زاهد و ریش دراز خویش ۶
این بیستون قلمرو برق جمال کیست
هر سنگ دارد آتش شوق گداز خویش ۷
بر آرزوی خلق در خلد واگذار
ما را نیاز کن به غم دلنواز خویش ۸
بیپردگی نقاب بهار تعینیم
گل باغ رنگ دارد از اخفای راز خویش ۹
از دور باش عالم نامحرمی مپرس
خلقی زدهست حلقه به درهای باز خویش ۱۰
بیدل به بارگاه حقیقت چه نسبت است
ما را که نیست راه به فهم مجاز خویش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳۶ - چند پاشی ز جنون خاک هوس برسرخویش
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳۸ - عمرها شد بینصیب راحتم از چشم خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.