هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی به بیان دشواریها و تناقضات زندگی میپردازد. شاعر از فتنهها، ستمها، و دوگانگیهای دنیا سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فقر، غنا، فطرت، و هوس اشاره میکند. او از ناتوانی انسان در برابر این چالشها و نیاز به قناعت و ایثار میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخ ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۱۹۲۸ - چیست درین فتنهزار غیر ستم در بغل
چیست درین فتنهزار غیر ستم در بغل
یک نفس و صد هزار تیغ دو دم در بغل ۱
گه الم کفر و دین گه غم شک و یقین
الحذر از فتنهای دیر و حرم در بغل ۲
منفعل فطرتم کو سر و برگ قبول
خوش قلم صنع نیست کاغذ نم در بغل ۳
پای گر آید به سنگ کوشش همت رساست
زبر زمین میرود ریشه علم در بغل ۴
با دل قانع خوشیم از چمن اعتبار
غنچهٔ ما خفته است باغ ارم در بغل ۵
خشکی مغز شعور جوهر فطرت گداخت
منشی این دفتریم نال قلم در بغل ۶
تا طلب آمد به عرض فقر دمید از غنا
کاسهٔ درویش داشت ساغر جم در بغل ۷
گرنه به بوس آشناست زان دهن بینشان
غرهٔ هستی چراست خلق عدم در بغل ۸
لطمهٔ آفات نیست مانع جوع هوس
سیر نشد از دوال طبل شکم در بغل ۹
وضع رعونت مخواه تهمت بنیاد عجز
بر سر زانو گذار گردن خم در بغل ۱۰
مایهٔ ایثار مرد بر کف دست است و بس
کیسهٔ ممسک نهای چند درم در بغل ۱۱
بیدل از اوهام جسم باخت صفا جان پاک
زنگ در آیینه بست نور ظلم در بغل ۱۲
یک نفس و صد هزار تیغ دو دم در بغل ۱
گه الم کفر و دین گه غم شک و یقین
الحذر از فتنهای دیر و حرم در بغل ۲
منفعل فطرتم کو سر و برگ قبول
خوش قلم صنع نیست کاغذ نم در بغل ۳
پای گر آید به سنگ کوشش همت رساست
زبر زمین میرود ریشه علم در بغل ۴
با دل قانع خوشیم از چمن اعتبار
غنچهٔ ما خفته است باغ ارم در بغل ۵
خشکی مغز شعور جوهر فطرت گداخت
منشی این دفتریم نال قلم در بغل ۶
تا طلب آمد به عرض فقر دمید از غنا
کاسهٔ درویش داشت ساغر جم در بغل ۷
گرنه به بوس آشناست زان دهن بینشان
غرهٔ هستی چراست خلق عدم در بغل ۸
لطمهٔ آفات نیست مانع جوع هوس
سیر نشد از دوال طبل شکم در بغل ۹
وضع رعونت مخواه تهمت بنیاد عجز
بر سر زانو گذار گردن خم در بغل ۱۰
مایهٔ ایثار مرد بر کف دست است و بس
کیسهٔ ممسک نهای چند درم در بغل ۱۱
بیدل از اوهام جسم باخت صفا جان پاک
زنگ در آیینه بست نور ظلم در بغل ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲۷ - از شوخی فضولی ما داشت عار وصل
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲۹ - ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.