هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و تلاشهای بیثمرش در راه عشق میگوید. او از سالهای پیری و فرسودگی خود سخن میگوید و یادآور میشود که هنوز در عشق زنده است. تصاویر شاعرانهای مانند اشک، آه، و غبار در تربت، عمق احساسات او را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود مضامینی مانند رنج، پیری و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۹۶۵ - در راه عشق توشهٔ امنی نبردهام
در راه عشق توشهٔ امنی نبردهام
از دیر تا به کعبه همین سنگ خوردهام ۱
هستی جنون معاملهٔ صبح و شبنم است
اشکی چکیده تا رگ آهی فشردهام ۲
محمل کش تصور خلد انتظار کیست
گامیست آرزو که به راهی سپردهام ۳
پیری هزار رنگ ملالم ز مو دماند
تا روشنت شود چقدر سالخوردهام ۴
امروز نامهام ز بر یار میرسد
من گام قاصد از تپش دل شمردهام ۵
در یاد جلوهای که بهشت تصور است
آهی نکرد گل که به باغش نبردهام ۶
اجزای من قلمرو نیرنگ ناز اوست
نقاش خامه گیر ز موی ستردهام ۷
خجلت چو شمع کشته ز داغم نمیرود
آیینه زنگ بسته ز وضع فسردهام ۸
گامی به جلوه آی و ز رنگم برآرگرد
از خویش رفتنی به خرامت سپردهام ۹
در خاک تربتم نفسی میزند غبار
بیدل هنوز زندهٔ عشقم، نمردهام ۱۰
از دیر تا به کعبه همین سنگ خوردهام ۱
هستی جنون معاملهٔ صبح و شبنم است
اشکی چکیده تا رگ آهی فشردهام ۲
محمل کش تصور خلد انتظار کیست
گامیست آرزو که به راهی سپردهام ۳
پیری هزار رنگ ملالم ز مو دماند
تا روشنت شود چقدر سالخوردهام ۴
امروز نامهام ز بر یار میرسد
من گام قاصد از تپش دل شمردهام ۵
در یاد جلوهای که بهشت تصور است
آهی نکرد گل که به باغش نبردهام ۶
اجزای من قلمرو نیرنگ ناز اوست
نقاش خامه گیر ز موی ستردهام ۷
خجلت چو شمع کشته ز داغم نمیرود
آیینه زنگ بسته ز وضع فسردهام ۸
گامی به جلوه آی و ز رنگم برآرگرد
از خویش رفتنی به خرامت سپردهام ۹
در خاک تربتم نفسی میزند غبار
بیدل هنوز زندهٔ عشقم، نمردهام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶۴ - با هیچکس حدیث نگفتن نگفتهام
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۶ - هستی نیاز دیده نمناک کردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.