هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود به عنوان منبع نور، آرامش و قدرت یاد می‌کند. او معشوق را به عنوان همراه همیشگی، محرم اسرار و منبع رحمت و برکت توصیف می‌کند. شاعر همچنین از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود سخن می‌گوید و او را به عنوان سلطان و فرمانده خود می‌ستاید.
رده سنی: 12+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

غزل ۱۷۸۵ - بیا بیا دلدار من، دلدار من

بیا بیا دلدار من دلدار من
درآ درآ در کار من در کار من ۱

تویی تویی گلزار من گلزار من
بگو بگو اسرار من اسرار من ۲

***

بیا بیا درویش من درویش من
مرو مرو از پیش من از پیش من ۳

تویی تویی هم کیش من هم کیش من
تویی تویی هم خویش من هم خویش من ۴

***

هر جا روم با من روی با من روی
هر منزلی محرم شوی محرم شوی ۵

روز و شبم مونس تویی مونس تویی
دام مرا خوش آهویی خوش آهویی ۶

***

ای شمع من بس روشنی بس روشنی
در خانه‌ام چون روزنی چون روزنی ۷

تیر بلا چون دررسد چون دررسد
هم اسپری هم جوشنی هم جوشنی ۸

***

صبر مرا برهم زدی برهم زدی
عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی ۹

دل را کجا پنهان کنم پنهان کنم
در دلبری تو بی‌حدی تو بی‌حدی ۱۰

***

ای فخر من سلطان من سلطان من
فرمان ده و خاقان من خاقان من ۱۱

چون سوی من میلی کنی میلی کنی
روشن شود چشمان من چشمان من ۱۲

***

هر جا توی جنت بود جنت بود
هر جا روی رحمت بود رحمت بود ۱۳

چون سایه‌ها در چاشتگه در چاشتگه
فتح و ظفر پیشت دود پیشت دود ۱۴

***

فضل خدا همراه تو همراه تو
امن و امان خرگاه تو خرگاه تو ۱۵

بخشایش و حفظ خدا حفظ خدا
پیوسته در درگاه تو درگاه تو ۱۶
قالب: چهارپاره
تعداد ابیات: ۲۳
کانال گوهرین در ایتا
۸۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۸۴ - علی اهل نجد الثنا و سلام
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸۶ - دزدیده چون جان می‌روی، اندر میان جان من
نظرها و حاشیه ها
بی‌نام
۱۴۰۲/۳/۱۴ ۲۰:۰۳

شیوا بیان می فرمایند جناب مولانا که:

تو و خداوند یکی هستید و اگر در جستجوی فضل و ادراک و ادارک از فلسفه خلقت واز کجا آمدن خویش باشی یقین بدان توانمندی خداوند را دارا هستی زیرا؛ مجاز + حقیقت = حقیقت