هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی، شکست‌های زندگی و احساس بی‌اعتباری خود می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمر، ناکامی‌ها و رنج‌هایش سخن می‌راند و به بی‌وفایی دنیا و نادیده گرفته شدنش اشاره می‌کند. با این حال، در میان این ناامیدی‌ها، گاهی نشانه‌هایی از امید و مقاومت نیز دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با بیان احساسات پیچیده مانند ناامیدی و شکست، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.

غزل ۲۰۵۳ - ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردم

ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردم
به این آتش که من دارم مگر آتش‌ کند سردم ۱

اسیر ششدر و تدبیر آزادی جنونست این
چو طاس نرد هر نقشی‌که آوردم نیاوردم ۲

چو شبنم شرم پیدایی‌ست آثار سراغ من
عرق چندان که می‌بالد بلندی می‌کند گردم ۳

چو اوراق خزان بی‌اعتبارم خوانده‌اند اما
جهانی رنگ سیلی خورده است از چهرهٔ زردم ۴

در آن مکتب که استغنا عیار معنی‌ام ‌گیرد
کلاه جم بنازد بر شکست‌گوشهٔ فردم ۵

ز خویشم می‌برد یاد خرام او به آن مستی
که‌گل پیمانه‌گرداند اگر چون رنگ برگردم ۶

ز عریانی درین میدان ندارم ننگ رسوایی
شکوه جوهر تیغم خط پیشانی مردم ۷

وفایم خجلت ناقدردانی برنمی‌دارد
اگر بر آبله پا می‌نهم دل می‌کند دردم ۸

نی‌ام بیدل خجالت مایهٔ ننگ تهی‌دستی
چو مضمون در خیال هر که می‌آیم ره آوردم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۵۲ - دلبر شد و من پا به دل سخت فشردم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵۴ - نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.