هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات عمیق و تجربیات عرفانی شاعر میپردازد که شامل ناامیدی، عشق، رنج، و جستجوی معنا در زندگی است. شاعر از فرصتهای از دست رفته، ناامیدی، و سوختن در عشق سخن میگوید و در نهایت به نوعی تسلیم و پذیرش میرسد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر برای درک و تجربهی مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، مضامین ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۲۰۸۵ - چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم
چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدم
از مژه طرف نقاب هر دو عالم بر زدم ۱
ساز پروازی دگر زین دامگاهم رو نداد
چون نفس از دست بر هم سوده بال و پر زدم ۲
فرصت هستی ورق گرداندنی دیگر نداشت
این قدرها بس که مژگانی به یکدیگر زدم ۳
حاصل دل نیست جز دست از جهان برداشتن
انتخابی بود نومیدی کزین دفتر زدم ۴
خودگدازیها نسیم مژدهٔ دیدار بود
سوختم چندان که بر آیینه خاکستر زدم ۵
داد پیری وحشت از کلفت سرای هستیام
قامت از بار هوس تا حلقه شد بر در زدم ۶
تا قناعت شد کفیل نشئهٔ آسودگی
جمع گردید آبرو چندان که من ساغر زدم ۷
شبنم من ماند خلوتپرور طبع هوا
از خجالت نقش آبی داشتم کمتر زدم ۸
معرفت در فکر کار نیستی افتادنست
سیر جیب ذره کردم آفتابی سر زدم ۹
گردم از اوج کلاه بینشانی هم گذشت
یک شکست رنگ گر چون صبح دامن بر زدم ۱۰
قابل درد تو گشتن داشت صد دریا گداز
آب گردیدم ز شرم و فال چشمی تر زدم ۱۱
بیدل از افسردگان حیرتم، تدبیر چیست؟
گر همه دریا کشیدم ساغر کوثر زدم ۱۲
از مژه طرف نقاب هر دو عالم بر زدم ۱
ساز پروازی دگر زین دامگاهم رو نداد
چون نفس از دست بر هم سوده بال و پر زدم ۲
فرصت هستی ورق گرداندنی دیگر نداشت
این قدرها بس که مژگانی به یکدیگر زدم ۳
حاصل دل نیست جز دست از جهان برداشتن
انتخابی بود نومیدی کزین دفتر زدم ۴
خودگدازیها نسیم مژدهٔ دیدار بود
سوختم چندان که بر آیینه خاکستر زدم ۵
داد پیری وحشت از کلفت سرای هستیام
قامت از بار هوس تا حلقه شد بر در زدم ۶
تا قناعت شد کفیل نشئهٔ آسودگی
جمع گردید آبرو چندان که من ساغر زدم ۷
شبنم من ماند خلوتپرور طبع هوا
از خجالت نقش آبی داشتم کمتر زدم ۸
معرفت در فکر کار نیستی افتادنست
سیر جیب ذره کردم آفتابی سر زدم ۹
گردم از اوج کلاه بینشانی هم گذشت
یک شکست رنگ گر چون صبح دامن بر زدم ۱۰
قابل درد تو گشتن داشت صد دریا گداز
آب گردیدم ز شرم و فال چشمی تر زدم ۱۱
بیدل از افسردگان حیرتم، تدبیر چیست؟
گر همه دریا کشیدم ساغر کوثر زدم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۸۴ - بیخودی کردم ز حسن بی حجارش سر زدم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸۶ - دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.