هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به تشویق به شجاعت، پرهیز از غم و نگرانی، و تاکید بر ارزشهای انسانی مانند عزت نفس و وفاداری میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند قوت، صرفهجویی، و عشق به یار سخن میگوید و از مخاطب میخواهد که با اعتماد به نفس و شهامت زندگی کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند صرفهجویی و عزت نفس نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۷۹۵ - هین دف بزن، هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
هین دَف بِزَن، هین کَف بِزَن کِاقْبال خواهی یافتن
مَردانه باش و غَم مَخور، ای غمگُسارِ مَرد و زن ۱
قُوَّت بِدِه، قُوَّت سِتان، ای خواجهٔ بازارگان
صَرفه مَکُن، صَرفه مَکُن در سودِ مَطْلَقْ گامْ زن ۲
گَر آبِرو کمتر شود، صد آبِرو مُحْکَم شود
جانْ زنده گردد، وارَهَد، از نَنگِ گور و گورکَن ۳
امروزْ سَرمَست آمدی، ناموسْ را بَرهَم زدی
هین شُعله زن ای شَمعِ جان ای فارغ از نَنگِ لَگَن ۴
دَرسوختم این دَلْق را، رَدّ و قَبولِ خَلقْ را
گو سرد شو این بوالْعَلا، گو خشمگیر آن بوالْحَسَن ۵
گَر تو مُقامِرزادهیی، در صَرفه چون افتادهیی
صَرفهگَری رُسوا بُوَد، خاصه که با خوبِ خُتَن ۶
صد جانْ فِدایِ یارِ من، او تاجِ منْ دَستارِ من
جَنَّت زِ من غَیرت بَرَد گَر دَررَوَم در گولْخَن ۷
آن گولْخَنْ گُلْشَن شود، خاکستَرْش سوسَن شود
چون خُلقِ یارِ من شود، کانْ مینگُنجَد در دَهَن ۸
فَرمانِ یارِ خود کُنم، خاموش باشم تَن زَنَم
من چون رَسَنبازی کُنم، اَنْدَر هوایِ آن رَسَن ۹
مَردانه باش و غَم مَخور، ای غمگُسارِ مَرد و زن ۱
قُوَّت بِدِه، قُوَّت سِتان، ای خواجهٔ بازارگان
صَرفه مَکُن، صَرفه مَکُن در سودِ مَطْلَقْ گامْ زن ۲
گَر آبِرو کمتر شود، صد آبِرو مُحْکَم شود
جانْ زنده گردد، وارَهَد، از نَنگِ گور و گورکَن ۳
امروزْ سَرمَست آمدی، ناموسْ را بَرهَم زدی
هین شُعله زن ای شَمعِ جان ای فارغ از نَنگِ لَگَن ۴
دَرسوختم این دَلْق را، رَدّ و قَبولِ خَلقْ را
گو سرد شو این بوالْعَلا، گو خشمگیر آن بوالْحَسَن ۵
گَر تو مُقامِرزادهیی، در صَرفه چون افتادهیی
صَرفهگَری رُسوا بُوَد، خاصه که با خوبِ خُتَن ۶
صد جانْ فِدایِ یارِ من، او تاجِ منْ دَستارِ من
جَنَّت زِ من غَیرت بَرَد گَر دَررَوَم در گولْخَن ۷
آن گولْخَنْ گُلْشَن شود، خاکستَرْش سوسَن شود
چون خُلقِ یارِ من شود، کانْ مینگُنجَد در دَهَن ۸
فَرمانِ یارِ خود کُنم، خاموش باشم تَن زَنَم
من چون رَسَنبازی کُنم، اَنْدَر هوایِ آن رَسَن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹۴ - ای باغبان ای باغبان آمد خزان، آمد خزان
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹۶ - دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.