هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر بزرگ فارسی‌زبان، سرشار از مضامین عرفانی، عاشقانه و فلسفی است. شاعر در این شعر از عشق، جدایی، حیرت، تسلیم و رازهای هستی سخن می‌گوید. او از فراق و درد عشق می‌نالد، از حیرت در برابر هستی می‌گوید و در نهایت به تسلیم در برابر عشق و هستی می‌رسد. تصاویر شعری مانند شمع، غبار وادی الفت، هما، دبیر حشر، چمن، جرس شوق و... به عمق و زیبایی شعر افزوده‌اند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

غزل ۲۳۰۲ - کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم

کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم
چو شمع‌ خواب فراغت بس است ترک ‌کلاهم ۱

غبار وادی الفت سوار ناز که دارد
مقیم سایهٔ بال هماست بخت سیاهم ۲

دبیر حشر ز اعمال من شمار چه‌ گیرد
که شسته است خط از نامه انفعال‌ گناهم ۳

درین چمن‌ که دم از رنگ و بو زدن دم تیغست
ز سنگ تفرقه چون غنچه خامشی است پناهم ۴

تحیرم جرس شوق کاروان که دارد
که شور رفتن دل می‌چکد ز تار نگاهم ۵

ز خود برآی و تماشای عرض شوکت من‌ کن
که برتر از خم گردون شکسته‌اند کلاهم ۶

غرور حسن تو زیر قدم نکرد نگاهی
به ودایی‌ که دل برق سوخت عجز گیاهم ۷

قدم به دامن تسلیم نشکنم به چه جرأت
دل شکسته شکسته‌ست شیشه بر سر راهم ۸

چه آفتاب قیامت چه تاب آتش دوزخ
تری نبرد ز نقشی‌ که ‌کرد نامه سیاهم ۹

چسان ز دام تحیر برون روم من بیدل
که همچو آینه از چشم خوبش در بن چاهم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۰۱ - صید کمند شوقی‌ست از مهر تا به ما هم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰۳ - وقت است‌کنیم‌گریه با هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.