هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فداکاری، و گذر از خود برای رسیدن به معشوق می‌پردازد. شاعر از ناله‌های عاشقانه، سختی‌های راه عشق، و ضرورت تسلیم شدن در برابر آن سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند گذشت زمان، ناپایداری زندگی، و زیبایی‌های عشق را بررسی می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۴۷۷ - مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن

مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن
که این طومار حسرت بر ندارد ننگ پیچیدن ۱

شهادتگاه عشق است این مکن فکر تن آسانی.
میسر نیست اینجا جز به زیرتیغ خوابیدن ۲

درین دریا که عریانی‌ست یکسر ساز امواجش
حباب ما به پیراهن رسید از چشم پوشیدن ۳

به اقبال محبت همعنان شوخی نازم
ز من جوش غبار آه و از دلبر خرامیدن ۴

به سعی بیقراری می‌گدازم پیکر خود را
مگر تا پای آن سروم رساند آب گردیدن ۵

ز خودداری تبرا کن اگر آرام می‌خواهی
که چون اشک است اینجا عافیت در رهن لغزیدن ۶

دمی آشفته باش ای غنچه‌، گو هستی به غارت رو
به وهم عافیت تا کی نفس در خویش دزدیدن ۷

نفس پیمایی صبح است‌ گرد محفل امکان
ندارد این ترازوی هوس جز باد سنجیدن ۸

ز قمری سرو این‌گلشن به منظر می‌کشد قامت
به خاکستر توان برد از خط سیراب پاشیدن ۹

به روی نکهت‌ گل غنچه هرگز در نمی‌بندد
ز حسن خلق ممکن نیست در دلها نگنجیدن ۱۰

تو بر خود جلوه‌ کن من هم‌ کمین حیرتی دارم
ندارد عکس راه خانهٔ آیینه پرسیدن ۱۱

درآن محفل‌ که لعل او تبسم می‌کند بیدل
اگر پاس ادب داری نخواهی خاک بوسیدن ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۷۶ - ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷۸ - ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.