هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند تلاش، عشق، رهایی از تعلقات دنیوی، و رسیدن به حقیقت وجودی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا با تلاش و همت، از محدودیتهای مادی فراتر رود و به حقیقت برسد. مفاهیمی مانند عشق، ایثار، فروتنی، و رهایی از غرور نیز در این شعر مورد توجه قرار گرفتهاند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به تجربه و شناخت کافی از زندگی و ادبیات دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رهایی از تعلقات و نگاه انتزاعی به هستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۸۹ - به سعی بینشانی آنسوی امکان رهی واکن
به سعی بینشانی آنسوی امکان رهی واکن
پر افشانست همت آشیان در چشم عنقاکن ۱
ازین صحرای وحشت هر چه برداری قدم باشد
سری از خواب اگر برداشتی اندیشهٔ پا کن ۲
به یک مژگان زدن از خود چو حیرت میتوان رفتن
اگرگامی نداری جنبش نظاره پیدا کن ۳
ز رفع گرد هستی میتوان صد صبح بالیدن
نسیم امتحان شوگوشهای زبن پرده بالاکن ۴
گداز قطره بحری را ز خود لبریز میبیند
جو دل صهبا شو و از ذره تا خورشید میناکن ۵
درین مزرع چه لازم آب دادن تخم بیکاری
ز حاصلگر به استغنا زدی آفت تقاضاکن ۶
عمارتهای آب و خاک نتوان بر فلک بردن
اگر خواهی بنای رنگ ریزی ناله بر پاکن ۷
گرفتم گلشنی ای بیخبر رنگ قبولت کو
همه یک قطرهٔ خون باش اما در دلی جاکن ۸
خیال ما شراب بیخمار نیستی دارد
اگر از بزم همت ساغری داری پر از ماکن ۹
غرور سرکشی در آفتابت چند بنشاند
فروتن باش یعنی سایهٔ دیواری انشا کن ۱۰
اگر چشمت ز اسرار محبت سرمهٔ دارد
بببن موی سر مجنون و سیر زلف لیلاکن ۱۱
کمینگاه تعلق هاست خواب غفلت بیدل
به یک واکردن مژگان جهانی را ز سر واکن ۱۲
پر افشانست همت آشیان در چشم عنقاکن ۱
ازین صحرای وحشت هر چه برداری قدم باشد
سری از خواب اگر برداشتی اندیشهٔ پا کن ۲
به یک مژگان زدن از خود چو حیرت میتوان رفتن
اگرگامی نداری جنبش نظاره پیدا کن ۳
ز رفع گرد هستی میتوان صد صبح بالیدن
نسیم امتحان شوگوشهای زبن پرده بالاکن ۴
گداز قطره بحری را ز خود لبریز میبیند
جو دل صهبا شو و از ذره تا خورشید میناکن ۵
درین مزرع چه لازم آب دادن تخم بیکاری
ز حاصلگر به استغنا زدی آفت تقاضاکن ۶
عمارتهای آب و خاک نتوان بر فلک بردن
اگر خواهی بنای رنگ ریزی ناله بر پاکن ۷
گرفتم گلشنی ای بیخبر رنگ قبولت کو
همه یک قطرهٔ خون باش اما در دلی جاکن ۸
خیال ما شراب بیخمار نیستی دارد
اگر از بزم همت ساغری داری پر از ماکن ۹
غرور سرکشی در آفتابت چند بنشاند
فروتن باش یعنی سایهٔ دیواری انشا کن ۱۰
اگر چشمت ز اسرار محبت سرمهٔ دارد
بببن موی سر مجنون و سیر زلف لیلاکن ۱۱
کمینگاه تعلق هاست خواب غفلت بیدل
به یک واکردن مژگان جهانی را ز سر واکن ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۸۸ - اگر حسرت پرستی خدمت ترک تمنا کن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹۰ - هوس ها میدمد زین باغ جوش گل تماشا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.