هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، مفاهیمی مانند عشق، رهایی، فنا، و حقیقت وجودی را بیان میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که از تعلقات دنیوی رها شود، به عشق و حقیقت بپیوندد، و از وهم و خیال دوری کند. همچنین، تأکید بر این است که انسان باید از ناله و فریاد برای رسیدن به حقیقت استفاده کند و به جای تکثر واهی، به وحدت و حقیقت بگراید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات نیاز به درک ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارد.
غزل ۲۵۰۳ - سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کن
سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کن
پرواز هما یمن ندارد مگسی کن ۱
تا محو فنا نیست نفس ناله فشان باش
تا قافله آرام پذیرد جرسی کن ۲
افروختنت سوختنی بیش ندارد
گر رشتهٔ شمعی نتوان گشت خسی کن ۳
درکوچهٔ بیباکی هر طبع غباریست
کس مصلح کس نیست تو برخود عسسی کن ۴
بیکسب هوس کام تمنا نتوان یافت
گیرم همه تن عشق شدی بوالهوسی کن ۵
چون شمع نگاهم نفس شعله فروشیست
ای سرمه بجوش از من و فریاد رسی کن ۶
کثرت ز تخیلکدهٔ وهم خیالیست
یک را به تصنع عدد آوازه سی کن ۷
هر جا رسد اندیشه ادبگاه حضور است
تا باد چراغی نشوی بینفسی کن ۸
بیدل چو نگه رام تعلق نتوان شد
گو اشک فشان دانه و حیرت قفسی کن ۹
پرواز هما یمن ندارد مگسی کن ۱
تا محو فنا نیست نفس ناله فشان باش
تا قافله آرام پذیرد جرسی کن ۲
افروختنت سوختنی بیش ندارد
گر رشتهٔ شمعی نتوان گشت خسی کن ۳
درکوچهٔ بیباکی هر طبع غباریست
کس مصلح کس نیست تو برخود عسسی کن ۴
بیکسب هوس کام تمنا نتوان یافت
گیرم همه تن عشق شدی بوالهوسی کن ۵
چون شمع نگاهم نفس شعله فروشیست
ای سرمه بجوش از من و فریاد رسی کن ۶
کثرت ز تخیلکدهٔ وهم خیالیست
یک را به تصنع عدد آوازه سی کن ۷
هر جا رسد اندیشه ادبگاه حضور است
تا باد چراغی نشوی بینفسی کن ۸
بیدل چو نگه رام تعلق نتوان شد
گو اشک فشان دانه و حیرت قفسی کن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰۲ - دل پیش نظر گیر سر و برگ نمو کن
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰۴ - صف حرص و هوا در هم شکستی کجکلاهی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.