هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و غنایی از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، تنهایی و تفکر فلسفی است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق الهی، مرگ، حیرت و تجربه‌های روحانی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های پیچیده، حالات درونی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی سنگین، درک این شعر را برای مخاطبان جوان دشوار می‌سازد. این متن بیشتر مناسب افرادی است که با ادبیات عرفانی و سبک بیدل آشنایی دارند.

غزل ۲۵۳۸ - بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن من

بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن من
چون صبح نفس جامه درید ازکفن من ۱

یاد نگهش بسکه به تجدید جنون زد
شد چشم پری بخیهٔ دلق ‌کهن من ۲

یارب زنظرها به چه نیرنگ نهان ماند
برق دو جهان شمع قیامت لگن من ۳

بر وحشتم افسون قیامت نتوان خواند
بی شغل سفر نیست چو کشتی وطن من ۴

تا تیغ تو شد مایل انداز اشارت
گردن همه جا رست چو مو از بدن من ۵

رنگی ننمودم ز بهارت چه توان ‌کرد
حیرانم و آیینه‌گری نیست فن من ۶

شمع سحرم‌، پیری‌ام افسون تسلی است
خواهد مژه خواباند کنون پر زدن من ۷

گفتند در این بزم سزاوار ادب کیست
گفتم نگه کار به عبرت فکن من ۸

عمریست تماشایی سیر دل تنگم
در غنچه شکسته‌ست دماغ چمن من ۹

فکرم به حریفان رگ خامی نپسندید
شد پخته جهانی ز نفس سوختن من ۱۰

یک دل‌، گهر رشتهٔ افکار کفاف‌ست
گو پای خری چند نبندد رسن من ۱۱

جز مبتذلی چند که عامست در این عصر
بیدل نرسیده است به یاران سخن من ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۳۷ - چنین کشتهٔ حسرت کیستم من
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳۹ - تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.