هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به رابطه‌ی عمیق و وابستگی وجودی شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که بدون حضور معشوق، زندگی و هستی‌اش بی‌معناست و حتی نفس کشیدن بدون او ارزشی ندارد. او از غرور و تعین خود گذر کرده و خود را در معشوق فانی می‌بیند. شعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، مفهوم عشق و وحدت را به نمایش می‌گذارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه‌ی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

غزل ۲۷۲۲ - که دم زند ز من و مادمی‌ که ما تو نباشی

که دم زند ز من و مادمی‌ که ما تو نباشی
به این غرور که ماییم از کجا تو نباشی ۱

نفس چو صبح زدن بی‌حضور مهر نشاید
چه زندگیست ‌کسی را که آشنا تو نباشی ۲

ازل به یاد که باشد، ابد دل‌ که خراشد
که بود و کیست‌ گر آغاز و انتها تو نباشی ۳

غنای موج تلافیگرش بقای محیط است
نکشت عشق ‌کسی را که خونبها تو نباشی ۴

محیط عشق به‌ گوشم جز این خطاب ندارد
که ای حباب چه شد جامه‌ات فنا تو نباشی ۵

مکش خجالت محرومی از غرور تعین
چه من چه او همه‌ با توست اگر تو با تو نباشی ۶

جهان پر است ز گرد عدم سراغی عنقا
تو نیز باش به رنگی ‌که هیچ جا تو نباشی ۷

طمع به ششجهتت بسته راه حاصل مطلب
جهان همه در باز است اگر گدا تو نباشی ۸

بر این بهار چو شبنم خوش‌ست چشم‌ گشو‌دن
دمی‌که غیر عرق چیزی از حیا تو نباشی ۹

چنین ‌که قافلهٔ رنگ بر هواست خرامش
به رنگ شمع نگاهی ‌که زیر پا تو نباشی ۱۰

من و تو بیدل ‌ما را به وهم‌ چند فریبد
منی جز از تو نزیبد تویی چرا تو نباشی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۲۱ - که‌ام من از نصیب عالم اظهار مأیوسی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲۳ - چو قارون ته خاک اگر رفته باشی
نظرها و حاشیه ها
سینا
۱۳۹۹/۱/۱۵ ۰۶:۱۳

معنی ساده ی بیت اول رو میشود توضیح بدهید؟ سپاس فراوان