هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از بیدل دهلوی، به موضوعاتی مانند فنا، حیرت، عرفان، خودشناسی و غفلت از حقیقت می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند چشم قربانی، سراب، کشتی در طوفان و آیینه، به بیان مفاهیم عمیق عرفانی و انسانی می‌پردازد. او بر اهمیت خاموشی، تأمل و دوری از غرور و خودنمایی تأکید دارد و خواننده را به خودشناسی و جدایی از تعلقات دنیوی دعوت می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر، برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. نوجوانان ممکن است به دلیل پیچیدگی مضامین و استفاده از نمادهای عرفانی، در درک کامل آن با مشکل مواجه شوند. این متن بیشتر مناسب افرادی است که با مفاهیم عرفانی و فلسفی آشنایی نسبی دارند و می‌توانند به لایه‌های زیرین معانی آن پی ببرند.

غزل ۲۷۷۲ - شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی

شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی
سواد حیرتی دارد بیاض چشم قربانی ۱

جهانی رفته است از خویش در اندیشهٔ وهمی
سرابی هم نمی‌بینیم و کشتیهاست توفانی ۲

نگه واری تأمل ‌گر نمایی صرف این‌گلشن
تماشا هرزه‌ گردی دارد و غفلت تن آسانی ۳

چو صبح از وضع امکان وحشتی داریم زین غافل
که هر کس‌ گرد دامان خود است از دامن افشانی ۴

حریف عرض رسوایی نه‌ای فال تغافل زن
مژه پوشیدنت‌کم نیست‌گر خود را بپوشانی ۵

به چشم خلق آدم باش اگر گاو و خری داری
که از کج بینی این قوم بر عکس است انسانی ۶

دهان ‌گفتگو را خاتم مهر خموشی‌ کن
اگر داری به ملک عافیت ذوق سلیمانی ۷

به یک دم خامشی نتوان ز کلفت‌ها برون جستن
نفس را آب کن چندان که گرد خویش بنشانی ۸

جداگردیدن از خود هر قدر باشد غنیمت دان
همه‌گر عکس توست آن به‌که از آیینه نستانی ۹

مبادا همت از تحصیل حاصل منفعل ‌گردد
مرو تا می‌توانی جز پی‌کاری که نتوانی ۱۰

زپیراهن برون‌آ تا ببینی دستگاه خود
حباب آیینهٔ دریاست از تشریف عریانی ۱۱

خموشی بست اگر راه لب خجلت نوای من
عرق خواهد رهی واکردن از دیوار پیشانی ۱۲

نگه کافیست بیدل نالهٔ زنجیر تصوبرم
زبان جوهر آیینه‌ کم لافد ز حیرانی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷۱ - ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷۳ - عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.