هوش مصنوعی: این شعر از درد و ناتوانی، حسرت و آرزوهای بربادرفته سخن می‌گوید. شاعر از بی‌مهری دنیا و تلاش بی‌ثمر برای رسیدن به آرزوها گلایه می‌کند، اما در عین حال به مهربانی و امید اشاره دارد. او از رهایی از تعلقات دنیوی و پذیرش ناتوانی می‌گوید و در پایان، دل‌سوزی و ناله را راهی برای تسکین دردهای خود می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همراه با بیان دردها و ناامیدی‌های وجودی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مضامین مشکل داشته باشند.

غزل ۲۷۷۳ - عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی
دامن فشاندن من دارد جگر فشانی ۱

واماندهٔ ادب را سرمایهٔ طلب‌کو
خاک است و آب‌ گوهر در عالم روانی ۲

فریاد کز توهم بر باد خود سری داد
مشت غبار ما را سودای آسمانی ۳

آنجاکه بیدماغی زور آزمای عجز است
دارد نفس‌کشیدن تکلیف شخ کمانی ۴

ای آفتاب تابان دلگرمیی ضرور است
بر رغم سرد طبعان مگذر ز مهربانی ۵

از وحشت نفسها دریاب حسرت دل
بانگ جرس نهان نیست در گرد کاروانی ۶

در عالم تعین وارستن از امل نیست
در قید رشته‌ کاهد گوهر ز سخت جانی ۷

پیوسته ناتوانان مقبول خاص و عامند
از بار سایه نبود بر هیچکس ‌گرانی ۸

همت به فکر هستی خود را گره نسازد
حیف است کیسه دوزی بر نقد رایگانی ۹

ای نیستی علامت تا کی غم اقامت
خواهد به‌باد رفتن گردی که می‌فشانی ۱۰

دادیم نقد بینش بر باد گفتگوها
چشم تمیز ما بست‌ گرد فسانه خوانی ۱۱

بید‌ل بساط دل را بستم به ‌ناله آمین
کردم به ‌گلشن داغ از شعله باغبانی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷۲ - شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷۴ - قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.