هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از بیدل، شاعر فارسیزبان، بیانگر تجربهای روحانی و عرفانی است. شاعر در این متن به کشف حقیقت وجودی خود و یگانگی با معشوق ازلی میپردازد. او در هر پدیدهای، از کوچک تا بزرگ، نشانهای از معشوق را مییابد و به این درک میرسد که همه چیز جز جلوهای از او نیست. شعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات مختلف عرفانی مانند محو شدن در معشوق، وحدت وجود، و رازداری عرفانی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۸۲۵ - محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی
محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی
گر همه مژکان گشود آغوش دانستم تویی ۱
حرف غیرت راه میزد از هجوم ما و من
بر در دل تا نهادم گوش دانستم تویی ۲
مشت خاک و اینهمه سامان ناز اعجاز کیست
بیش ازین از من غلط مفروش دانستم تویی ۳
نیست ساز هستیام تنها دلیل جلوهات
با عدم هم گر شدم همدوش دانستم تویی ۴
محرم راز حیا آیینه دار دیگر است
هر چه شد از دیدهها روپوش دانستم تویی ۵
غفلت روز وداعم از خجالت آب کرد
اشک میرفت و من بیهوش دانستم تویی ۶
بیدل امشب سیر آتشخانهٔ دل داشتم
شعلهای را یافتم خاموش دانستم تویی ۷
گر همه مژکان گشود آغوش دانستم تویی ۱
حرف غیرت راه میزد از هجوم ما و من
بر در دل تا نهادم گوش دانستم تویی ۲
مشت خاک و اینهمه سامان ناز اعجاز کیست
بیش ازین از من غلط مفروش دانستم تویی ۳
نیست ساز هستیام تنها دلیل جلوهات
با عدم هم گر شدم همدوش دانستم تویی ۴
محرم راز حیا آیینه دار دیگر است
هر چه شد از دیدهها روپوش دانستم تویی ۵
غفلت روز وداعم از خجالت آب کرد
اشک میرفت و من بیهوش دانستم تویی ۶
بیدل امشب سیر آتشخانهٔ دل داشتم
شعلهای را یافتم خاموش دانستم تویی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲۴ - تمثال خیالیم چه زشتی چه نکویی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲۶ - به عجز کوش ز نشو و نما چه میجویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.