هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از تضاد بین طبیعت کودکانه و الزامات مذهبی مانند زنار و تسبیح صحبت میکند. او به بیهودگی تلاش برای تغییر سرنوشت اشاره کرده و از امام خود میخواهد که از ریا دوری کند. در نهایت، شاعر اظهار میکند که در طول عمرش نتوانسته است حقیقت را درک کند و همیشه در دام تسبیح یا زنار گرفتار بوده است.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود. همچنین، انتقادهای اجتماعی و بحث درباره ریاکاری مذهبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۷۱ - همین معامله ما را بس است با زنار
همین معامله ما را بس است با زنار
که با طبیعت ما گشته آشنا زنار ۱
تمام عمر به تسبیح کرده ام بازی
کجا طبیعت طفلانه و کجا زنار ۲
من و تو بیهده کوشیم خود به این قسمت
خبر دهد که که را سبحه و که را زنار ۳
بگو به دیر مغان آ و رایگان بربند
امام ما که به جان خواهد از ریا زنار ۴
گذشت عمر و ز مستی نیافتم عرفی
که سبحه بود مرا دام ره یا زنار ۵
که با طبیعت ما گشته آشنا زنار ۱
تمام عمر به تسبیح کرده ام بازی
کجا طبیعت طفلانه و کجا زنار ۲
من و تو بیهده کوشیم خود به این قسمت
خبر دهد که که را سبحه و که را زنار ۳
بگو به دیر مغان آ و رایگان بربند
امام ما که به جان خواهد از ریا زنار ۴
گذشت عمر و ز مستی نیافتم عرفی
که سبحه بود مرا دام ره یا زنار ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۰ - برو ای غم خبری از دل آواره بیار
گوهر بعدی:غزل ۳۷۲ - العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.