هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی، با استفاده از تصاویر شعری مانند برق، آتش و سیل، به بیان احساسات شدید عشق و اشتیاق می‌پردازد. شاعر عشق را به عنوان نیرویی ویرانگر و در عین حال جان‌بخش توصیف می‌کند که می‌سوزاند ولی زندگی می‌بخشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند آتش و سوزش ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

غزل ۳۷۹ - حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز

حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
برق است حسن، شعله گداز و بهانه سوز ۱

تا کی بهانه گیری و آسودگی، که هست
ناموس درد پرور و صدها بهانه سوز ۲

در مزرع جهان مفشان دانهٔ امید
زین دشت برگذر که زمینی است دانه سوز ۳

گفتی چه طایر است دل سینه دشمنت
آتش به خویش در زده و آشیانه سوز ۴

در خرمن زمانه زنم آتش از فغان
شوق تو جان گداز من و من زمانه سوز ۵

چون سیل آتش آمده ام، مست اشتیاق
کز بوسه های گرم شود آستانه سوز ۶

عرفی مجو نهایت ایام دوستی
دریای آتش است محبت، کرانه سوز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۸ - دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
گوهر بعدی:غزل ۳۸۰ - نگویمت بنشین در قدح شراب انداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.