هوش مصنوعی: شاعر در این متن از حالات روحی خود مانند حیرانی، پژمردگی، و دیوانگی سخن می‌گوید. او از فرصت‌های از دست رفته، عشق ناکام، و رنج‌های درونی خود می‌نالد. با وجود گذشت زمان و تغییر فصل‌ها، او هنوز در همان حالات قبلی به سر می‌برد و از درد و رنج رهایی نیافته است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، عصیان، و حیرانی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارند.

غزل ۳۷۸ - دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز

دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
آب فرصت رفت و مشتاق لب جویم هنوز ۱

شد خزان و بلبل از قول پریشان باز ماند
من همان دیوانه مرغ بی محل گویم هنوز ۲

دوش دستم راه دل گم داشت از مستی، ولی
آشنای شیشهٔ می بود زانویم هنوز ۳

هر قدم صد کاروان مشک در دنبال ماند
من به بوی نافه دردنبال آهویم هنوز ۴

صد ره افکندم کمند ناله بر ایوان عرش
وز اثر دور است رنج دست و بازویم هنوز ۵

ره شناس عالمم در غایت شوریدگی
می فزایند آشنایان عادت و خویم هنوز ۶

عمرها شد کز جحیمم در بهشت آورده اند
وز غبار ظلمت عصیان سیه رویم هنوز ۷

گرد دارو در جهان، عرفی، نگردیدم، ولی
پیچ و تاب درد دارد هر سر مویم هنوز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۷ - داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹ - حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.