هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر ناامیدی و تلخیهای زندگی است. شاعر با استفاده از استعارههای مختلف مانند باده، مستی، و جام، به توصیف جهان پر از رنج و بیعدالتی میپردازد. او اشاره میکند که هیچکس در این جهان سیراب نشده و همه با تلخیها مواجه شدهاند. همچنین، شاعر از غرور و بیتوجهی دیگران به رنجهای انسان شکایت میکند و در نهایت، به مستی و عرفان به عنوان راهی برای فرار از این دردها اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها مانند مستی و شراب ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
غزل ۳۸۲ - کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کس
کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کس
سیراب دو عالم و آبی ندیده کس ۱
مردند تلخ کام جهانی و هیچ گاه
در جام عشوه زهر عتابی ندیده کس ۲
مخمور نیمه مست فراوان بود، فغان
کز جام لطف مست و خرابی ندیده کس ۳
دردا که طفل طالع ما یافت تربیت
در عالمی که فصل شبابی ندیده کس ۴
در عهد جور لطف تو دست امید را
گیرندهٔ عنان و رکابی ندیده کس ۵
فریاد ازین غرور که در صید زیرکان
زان ترک نیم مست شتابی ندیده کس ۶
موسی ندیده ور نه به اکرام یک نگاه
صد جلوه کرد حسن و حجابی ندیده کس ۷
عرفی در آ به زمرهٔ مستان، کزین گروه
آلودهٔ گناه و ثوابی ندیده کس ۸
سیراب دو عالم و آبی ندیده کس ۱
مردند تلخ کام جهانی و هیچ گاه
در جام عشوه زهر عتابی ندیده کس ۲
مخمور نیمه مست فراوان بود، فغان
کز جام لطف مست و خرابی ندیده کس ۳
دردا که طفل طالع ما یافت تربیت
در عالمی که فصل شبابی ندیده کس ۴
در عهد جور لطف تو دست امید را
گیرندهٔ عنان و رکابی ندیده کس ۵
فریاد ازین غرور که در صید زیرکان
زان ترک نیم مست شتابی ندیده کس ۶
موسی ندیده ور نه به اکرام یک نگاه
صد جلوه کرد حسن و حجابی ندیده کس ۷
عرفی در آ به زمرهٔ مستان، کزین گروه
آلودهٔ گناه و ثوابی ندیده کس ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۱ - بزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس
گوهر بعدی:غزل ۳۸۳ - چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.