هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، صبر، عزت نفس، و پرهیز از ذلت و منت کشیدن میپردازد. شاعر از دل میخواهد که از دامن ذلت بکشد و به جای لاف زدن در جمع، با دوست باشد و از رفتارهای ناپسند دوری کند. همچنین، تأکید بر حفظ عصمت و تحمل غم دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از واژگان و مضامین ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۳۹۵ - پا به دامن درکش ای دل و ز جهان ذلت مکش
پا به دامن درکش ای دل و ز جهان ذلت مکش
سهو کردم می کش و از دامنت منت مکش ۱
لاف مردی می زنی در انجمن با دوست باش
خویشتن را چون زنان در گوشهٔ خلوت مکش ۲
غمزه را بازو مرنجان، زخم را ضایع مکن
اینک آمد جان به لب، کز کشتنم زحمت مکش ۳
آسمانست این که حاکم، کشتهٔ تر دامن است
آفتاب است این که نازت می کند، منت مکش ۴
شهرهٔ در عافیت، عرفی قبولی نیست، لیک
آستین غم بگیر و دامن عصمت مکش ۵
سهو کردم می کش و از دامنت منت مکش ۱
لاف مردی می زنی در انجمن با دوست باش
خویشتن را چون زنان در گوشهٔ خلوت مکش ۲
غمزه را بازو مرنجان، زخم را ضایع مکن
اینک آمد جان به لب، کز کشتنم زحمت مکش ۳
آسمانست این که حاکم، کشتهٔ تر دامن است
آفتاب است این که نازت می کند، منت مکش ۴
شهرهٔ در عافیت، عرفی قبولی نیست، لیک
آستین غم بگیر و دامن عصمت مکش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴ - تا برده ام به مدرسهٔ عشق رخت خویش
گوهر بعدی:غزل ۳۹۶ - شهید او که بود آب و رنگ یاقوتش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.