هوش مصنوعی: این متن شعری است که از خواننده می‌خواهد برخیزد و با صبوح (شراب) به استقبال جان‌های تازه‌وارد برود. شعر به توصیف حالات روحی و روانی جان‌ها در عالم غیب و آوارگی آن‌ها در شهرها و ولایات مختلف می‌پردازد. همچنین، از مرغان رمیده و نیاز به بازگشت آن‌ها به آشیانه‌هایشان سخن می‌گوید. در پایان، شعر به ضرورت رهایی از عقل و ورود به حالتی از بی‌خودی و مستی اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مستی و بی‌خودی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۱۹۳۳ - برخیز و صبوح را برنجان

بَرخیز و صَبوح را بِرَنجان
ای رویِ تو آفتابِ رَخشان ۱

جان‌ها که زِ راهِ نو رَسیدند
بر مایِدِهٔ قدیمْ بِنْشان ۲

جان‌ها که پَرید دوش در خواب
در عالَمِ غَیب شُد پَریشان ۳

هر جان به وَلایتیّ و شهری
آواره شدند، چون غَریبان ۴

مُرغانِ رَمیده را فَراز آر
حُرّاقه بِزَن، صَفیر بَرخوان ۵

هَرچ آوردند از رَه آوَرْد
بی خود کُنِشان و جُمله بِسْتان ۶

زیرا هر گُل که بَرگ دارد
او بَر نَخورَد ازین گُلِستان ۷

عقلی باید زِعقْل بیزار
خوش نیست قَلاوُزی زِحیران ۸

جُغد است قُلاوُز و همه راه
در هر قَدَمی هزار ویران ۹

ای بازِ خدا دَرآ به آواز
از کُنگُره‌‌‌‌های شهرِ سُلطان ۱۰

این راه بِزَن که اَنْدَرین راه
خُفتْ اُشتُر و مَست شُد شُتُربان ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۳۲ - ای دشمن عقل و جان شیرین
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳۴ - از ما مرو ای چراغ روشن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.