هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و ناکامیهای زندگی خود میگوید. او احساس میکند که بدون بهرهبرداری از زیباییهای دنیا و بدون دستیابی به خواستههایش، در حال ترک این جهان است. او از تلاشهای بیثمر، عشقهای نافرجام و سردرگمیهای روحی خود سخن میگوید و در نهایت با حسرت و اندوه، زندگی را وداع میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، بیان احساسات اندوهبار و نگاه انتقادی به زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۴۸ - گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
به تلخی رفتم اینک در میان این سخن رفتم ۱
به دنیا نیست بازاری مرا، این سودم از وی بس
که عریان آمدم، اکنون چو رفتم بی کفن رفتم ۲
نه کوشش های فرهادی، نه سودای زلیخایی
ازین هنگامه آخر شرمسار مرد و زن رفتم ۳
نه یا رب را جوابی آمده نی یا صنم، عرفی
ز دیر و کعبه حیران تا در بیت الحزن رفتم ۴
به تلخی رفتم اینک در میان این سخن رفتم ۱
به دنیا نیست بازاری مرا، این سودم از وی بس
که عریان آمدم، اکنون چو رفتم بی کفن رفتم ۲
نه کوشش های فرهادی، نه سودای زلیخایی
ازین هنگامه آخر شرمسار مرد و زن رفتم ۳
نه یا رب را جوابی آمده نی یا صنم، عرفی
ز دیر و کعبه حیران تا در بیت الحزن رفتم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۷ - دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
گوهر بعدی:غزل ۴۴۹ - ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.