هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و تلخی‌های عاشقانه و جدایی می‌گوید. او از درد فراق، ناامیدی و رازداری سخن می‌راند و با زبانی نمادین، احساسات خود را بیان می‌کند. در نهایت، اشاره می‌کند که در این مسیر عاشقانه، رازهای ناگفته بسیاری وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۹۳ - زین بزم نه این بار بر آشفتم و رفتم

زین بزم نه این بار بر آشفتم و رفتم
کی بود که تلخی ز تو نشنفتم و رفتم ۱

دارد اثر سودهٔ الماس به چشمم
گردی که ز مژگان ز درت رُفتم و رفتم ۲

ای هم نفسان رفتن از این غمکده کم نیست
پژمرده مباشید که بشکفتم و رفتم ۳

امید که در نامهٔ من ثبت نباشد
این راز که از غیر تو بنهفتم و رفتم ۴

ناصح مفشان بر جگرم نیش و همان گیر
این هرزه به جان از تو پذیرفتم و رفتم ۵

این تلخی جان دادن از آن غمزه ببینید
ای اهل سلامت سخنی گفتم و رفتم ۶

عرفی در ناسفته در این بحر بسی هست
انگار که صد درج گهر سفتم و رفتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۲ - نالنده ام ز درد مگر بلبلم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۴ - خانه زاد محنتیم، آسودگی کم دیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.