هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات و تجربیات عرفانی و عاشقانهای است که در آن شاعر از ناتوانی در بیان عشق و شوق خود، تلاشهای بیثمر در راه رسیدن به معشوق، و بیاعتنایی به دنیا و مادیات سخن میگوید. او از رنجها و سختیهای راه عشق و عرفان میگوید و در نهایت به شکرگزاری برای نداشتن بخت جوانی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۱۳ - در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
بودیم شمع شوق و زبانی نداشتیم ۱
صد شیوه یافتیم ز معشوق روز وصل
وز بهر نیم شیوه بیانی نداشتیم ۲
صد ره به دیر و کعبه قدم رفت و هیچ گاه
دستی نیافتیم و عنانی نداشتیم ۳
در شیشه کاو کاو بسی عرض کرد، لیک
در شیشه ناشکسته فغانی نداشتیم ۴
دایم زدیم غوطه در آتش برای خلق
در هیچ کس به مهر گمانی نداشتیم ۵
میلی نداشتیم به سودای کس، ولی
در هیچ شهر نرخ گرانی نداشتیم ۶
عرفی بنافت پنجهٔ ما جور بخت پیر
شکر خدا که بخت جوانی نداشتیم ۷
بودیم شمع شوق و زبانی نداشتیم ۱
صد شیوه یافتیم ز معشوق روز وصل
وز بهر نیم شیوه بیانی نداشتیم ۲
صد ره به دیر و کعبه قدم رفت و هیچ گاه
دستی نیافتیم و عنانی نداشتیم ۳
در شیشه کاو کاو بسی عرض کرد، لیک
در شیشه ناشکسته فغانی نداشتیم ۴
دایم زدیم غوطه در آتش برای خلق
در هیچ کس به مهر گمانی نداشتیم ۵
میلی نداشتیم به سودای کس، ولی
در هیچ شهر نرخ گرانی نداشتیم ۶
عرفی بنافت پنجهٔ ما جور بخت پیر
شکر خدا که بخت جوانی نداشتیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۲ - باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۱۴ - ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.