هوش مصنوعی:
متن فوق یک شعر عرفانی است که به جستجوی حقیقت و عشق الهی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که گوهر وجودی خود را در دریای عشق جستجو کند، به دنبال ذات یکتای بیهمتا باشد، و نعمتهای الهی را در همه چیز ببیند. این شعر بر اهمیت دروننگری و یافتن نور الهی در وجود خود تأکید دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی برای کودکان قابل درک نخواهد بود.
غزل ۸۶ - عاشقی دریادلی از ما طلب
عاشقی دریادلی از ما طلب
آن چنان گوهر در این دریا طلب ۱
نقد گنج کنت کنزا را بجو
از همه اسما مسمی را طلب ۲
هر که یابی دامن او را بگیر
حضرت یکتای بی همتا طلب ۳
در وجود خویشتن سیری بکن
آنچه گم کردی همه آن جا طلب ۴
چشم ما از نور رویش روشنست
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله در همه اشیا طلب ۶
آن چنان گوهر در این دریا طلب ۱
نقد گنج کنت کنزا را بجو
از همه اسما مسمی را طلب ۲
هر که یابی دامن او را بگیر
حضرت یکتای بی همتا طلب ۳
در وجود خویشتن سیری بکن
آنچه گم کردی همه آن جا طلب ۴
چشم ما از نور رویش روشنست
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله در همه اشیا طلب ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵ - دردمندانه بیا ما را طلب
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.