هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، عشق، مستی، رندی و لذتهای زندگی را ستایش میکند. شاعر از عشق به عنوان سلطانی در دل یاد میکند و از همنشینی با یاران و ساقی به عنوان تجربهای شیرین نام میبرد. همچنین، او بر اهمیت زندگی در لحظه و لذت بردن از آن تأکید دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۱۳۰ - در محبت جان اگر بازی خوش است
در محبت جان اگر بازی خوش است
گر کنی بازی چنین بازی خوش است ۱
یار کرمانی اگر چه خوش بود
دلبر سرمست شیرازی خوش است ۲
رند سرمستیم و با ساقی حریف
با حریف خویش دمسازی خوش است ۳
چند گردی تو به خود گرد جهان
یک دمی با خویش پردازی خوش است ۴
ساز ما ار ذوق خوشتر می دهد
ساز ما را گر تو بنوازی خوش است ۵
عشق چون سلطان به تخت دل نشست
خانه را با عشق پردازی خوش است ۶
سیم قلب تو ندارد رونقی
سیم قلب خویش بگدازی خوش است ۷
در طریق عاشقی چون عاشقان
هر چه داری جمله دربازی خوش است ۸
یک دمی با سید رندان بساز
تا بدانی ذوق دمسازی خوش است ۹
گر کنی بازی چنین بازی خوش است ۱
یار کرمانی اگر چه خوش بود
دلبر سرمست شیرازی خوش است ۲
رند سرمستیم و با ساقی حریف
با حریف خویش دمسازی خوش است ۳
چند گردی تو به خود گرد جهان
یک دمی با خویش پردازی خوش است ۴
ساز ما ار ذوق خوشتر می دهد
ساز ما را گر تو بنوازی خوش است ۵
عشق چون سلطان به تخت دل نشست
خانه را با عشق پردازی خوش است ۶
سیم قلب تو ندارد رونقی
سیم قلب خویش بگدازی خوش است ۷
در طریق عاشقی چون عاشقان
هر چه داری جمله دربازی خوش است ۸
یک دمی با سید رندان بساز
تا بدانی ذوق دمسازی خوش است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹ - نور او در جمله اشیاء ظاهر است
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱ - همه جا خوان نعمت عشق است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.