هوش مصنوعی:
این متن عرفانی بیانگر عشق به عنوان مفهوم اصلی زندگی و وجود است. شاعر عشق را سرچشمهٔ علم و فهم رموز هستی میداند و خود را خدمتگزار این عشق معرفی میکند. او از دلهای شیفته و مست از عشق سخن میگوید و سرنوشت خود را ازلی و مقدر شده به عشق میداند. در نهایت، با فنا شدن در عشق، به حیات جاودانه نزد عشاق میرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب مخاطبان با سطح درک و تجربهٔ بیشتر است.
غزل ۱۵۰ - تا مرا عین عشق مفهوم است
تا مرا عین عشق مفهوم است
سر علمم به عشق معلوم است ۱
تا رموز وجود شد مفهوم
هر وجودی که هست مفهومست ۲
خادم خلوت دلم آری
بنگر آن خادمی که مخدومست ۳
شمع روشن ضمیر مجلس ماست
دل پروانه ای که چون موم است ۴
باز سرمست شد دل مخمور
لیکن از خمر غیر معصوم است ۵
قسمتم عشق بود روز ازل
آری خوش قسمتی که مقسومست ۶
چون که شد سید از خودی فانی
نزد عشاق حی قیوم است ۷
سر علمم به عشق معلوم است ۱
تا رموز وجود شد مفهوم
هر وجودی که هست مفهومست ۲
خادم خلوت دلم آری
بنگر آن خادمی که مخدومست ۳
شمع روشن ضمیر مجلس ماست
دل پروانه ای که چون موم است ۴
باز سرمست شد دل مخمور
لیکن از خمر غیر معصوم است ۵
قسمتم عشق بود روز ازل
آری خوش قسمتی که مقسومست ۶
چون که شد سید از خودی فانی
نزد عشاق حی قیوم است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - لطف اگر بر ما گمارد حاکم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.