هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عشق به معشوق الهی و تسلیم در برابر او سخن میگوید. شاعر خود را بندهٔ درگاه این سلطان معنوی میداند و از مستی عشق و رندی در کوی مغان صحبت میکند. او درد عشق را شیرین توصیف میکند و ساقی را به عنوان نمادی از هدایتگر معنوی میستاید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مینوشی و رندی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک صحیح این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۱۶۲ - عشق او سلطان ملک جان ماست
عشق او سلطان ملک جان ماست
این چنین ملک و ملک جانان ماست ۱
پادشاه هفت اقلیم جهان
بندهٔ درگاه این سلطان ماست ۲
ما به عشق او ز خود بگذشته ایم
لاجرم ما آن او ، او آن ماست ۳
رند سرمستیم در کوی مغان
شاهد میخانه در فرمان ماست ۴
دُرد درد عشق می نوشیم ما
خوش بود دردی که او درمان ماست ۵
جام می در دست و می گردد مدام
ساقی رندان سرمستان ماست ۶
ذوق سرمستان ز مخموران مجوی
نعمت الله جو که از رندان ماست ۷
این چنین ملک و ملک جانان ماست ۱
پادشاه هفت اقلیم جهان
بندهٔ درگاه این سلطان ماست ۲
ما به عشق او ز خود بگذشته ایم
لاجرم ما آن او ، او آن ماست ۳
رند سرمستیم در کوی مغان
شاهد میخانه در فرمان ماست ۴
دُرد درد عشق می نوشیم ما
خوش بود دردی که او درمان ماست ۵
جام می در دست و می گردد مدام
ساقی رندان سرمستان ماست ۶
ذوق سرمستان ز مخموران مجوی
نعمت الله جو که از رندان ماست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۱ - عشق او آب حیات و آن حیات جان ماست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳ - دل ما گنج و گنجخانهٔ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.