هوش مصنوعی:
این متن به موضوع درد و همدردی، عشق و وابستگی به خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که درد را تنها با همدرد میتوان در میان گذاشت و عشق به خداوند باعث آرامش و درمان دردها میشود. همچنین، تأکید میکند که همه چیز از خداوند سرچشمه میگیرد و هیچ چیزی بدون نعمت او وجود ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۱ - درد با همدرد اگر گوئی رواست
درد با همدرد اگر گوئی رواست
درد با بی درد خود گفتن خطاست ۱
دردمندانیم و دُردی می خوریم
دردمندی همچو ما دیگر کجاست ۲
دُرد دردش نوش کن گر عاشقی
زانکه دُرد درد او ما را دواست ۳
در نظر داریم بحر بیکران
آبروی ما همه از عین ماست ۴
عشق در دور است و ما همراه او
سیر ما بی ابتدا و انتهاست ۵
جمله موجودیم از جود وجود
هرچه بود و هست نور کبریاست ۶
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
هرچه هست و بود و باشد از خداست ۷
درد با بی درد خود گفتن خطاست ۱
دردمندانیم و دُردی می خوریم
دردمندی همچو ما دیگر کجاست ۲
دُرد دردش نوش کن گر عاشقی
زانکه دُرد درد او ما را دواست ۳
در نظر داریم بحر بیکران
آبروی ما همه از عین ماست ۴
عشق در دور است و ما همراه او
سیر ما بی ابتدا و انتهاست ۵
جمله موجودیم از جود وجود
هرچه بود و هست نور کبریاست ۶
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
هرچه هست و بود و باشد از خداست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰ - چشم ما روشن به نور الله ماست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲ - راه عشاق رو که آن ره ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.