هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از نعمت الله بیانگر عشق الهی و سیر و سلوک معنوی است. شاعر از عشق به معشوق حقیقی سخن میگوید که جان او را دگرگون کرده و دردهایش را درمان نموده است. او از فنا شدن در این عشق و بقا یافتن به آن سخن میراند و گوشهی میخانه را خلوتگاه خود میداند. در نهایت، شاعر به بینوایان نوایی از این عشق میدهد و جامی پاک از میهای معنوی پیشکش میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «می» و «میخانه» ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد تا سوءبرداشت نشود.
غزل ۲۳۴ - عشق او در جان هوائی دیگر است
عشق او در جان هوائی دیگر است
درد دل ما را دوائی دیگر است ۱
کشتهٔ عشقیم و زنده جاودان
جان ما را خونبهائی دیگر است ۲
خلوت ما گوشهٔ میخانه است
جای ما خلوتسرائی دیگر است ۳
ما ز ما فانی شده باقی به او
این فنائی و بقائی دیگر است ۴
بینوایان را نوا دادیم از او
بینوایان را نوائی دیگر است ۵
جام پاکی پر ز می بستان بنوش
جام ما گیتی نمائی دیگر است ۶
نعمت الله تا گدای کوی او است
نزد شاهان پادشاهی دیگر است ۷
درد دل ما را دوائی دیگر است ۱
کشتهٔ عشقیم و زنده جاودان
جان ما را خونبهائی دیگر است ۲
خلوت ما گوشهٔ میخانه است
جای ما خلوتسرائی دیگر است ۳
ما ز ما فانی شده باقی به او
این فنائی و بقائی دیگر است ۴
بینوایان را نوا دادیم از او
بینوایان را نوائی دیگر است ۵
جام پاکی پر ز می بستان بنوش
جام ما گیتی نمائی دیگر است ۶
نعمت الله تا گدای کوی او است
نزد شاهان پادشاهی دیگر است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۳ - گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵ - چشم مستش میفروشی دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.