هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، رهایی از تعلقات دنیوی و ستایش یارِ دانا و بینا میپردازد. شاعر با اشاره به خرابات و زاهد، تقابل میان عاشقان راستین و ریاکاران را به تصویر میکشد و بر اهمیت نشستن با اهل معرفت تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و خرابات ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا نیازمند توضیح باشد. همچنین، درک لایههای معنایی شعر نیاز به آشنایی اولیه با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۲۵۷ - جان ما با ما در این دریا نشست
جان ما با ما در این دریا نشست
یار دریادل خوشی با ما نشست ۱
از سر هر دو جهان برخاست دل
بر در یکتای بی همتا نشست ۲
در خرابات مغان ما را چو یافت
مجلسی خوش دید و خوش آنجا نشست ۳
چون سر دار فنا دار بقاست
بر سر دار آمد و از پا نشست ۴
ما و ساقی خوش به هم بنشسته ایم
خوش بود با مردم دانا نشست ۵
زاهد مخمور زیر افتاد و شد
عاشق مست آمد و بالا نشست ۶
سید ما نور چشم مردم است
لاجرم بر دیدهٔ بینا نشست ۷
یار دریادل خوشی با ما نشست ۱
از سر هر دو جهان برخاست دل
بر در یکتای بی همتا نشست ۲
در خرابات مغان ما را چو یافت
مجلسی خوش دید و خوش آنجا نشست ۳
چون سر دار فنا دار بقاست
بر سر دار آمد و از پا نشست ۴
ما و ساقی خوش به هم بنشسته ایم
خوش بود با مردم دانا نشست ۵
زاهد مخمور زیر افتاد و شد
عاشق مست آمد و بالا نشست ۶
سید ما نور چشم مردم است
لاجرم بر دیدهٔ بینا نشست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - هر که آمد سوی ما با ما نشست
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - هر که او با ما درین دریا نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.